برگردان به زبان ساده
تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد
سرو قدت به شوخی صد فتنه در هوا کرد
هوش مصنوعی: زلف تو باعث شده که دل من به مشکل بیفتد و سروقد تو به شوخی و زیبایی هنری، در دل هر شخصی فتنه و آشوب به وجود میآورد.
روزی که عاشقان را تقسیم رزق کردند
رخسار زرد و غم را عشق تو زآن ما کرد
هوش مصنوعی: روزی که عشق و محبت را بین عاشقان تقسیم کردند، چهرههای ما زرد شدند و غم به سراغمان آمد، زیرا عشق تو ما را چنین گرفتار کرد.
تنها سگ درت را من نیستم دعاگو
هر کاو شیند روزی دشنام او دعا کرد
هوش مصنوعی: من تنها کسی نیستم که برای تو دعا میکند؛ هر کس که تو را ببیند، روزی از او بدگویی کرده است.
هرچند راند خورشید از پیش صبحدم را
چون صبح داشت صدقی باز آمد و صفا کرد
هوش مصنوعی: هرچند که خورشید قبل از صبح، به سراغ سحر میرود، اما مانند روزی که به صداقت و پاکی باز میگردد، دوباره به صفا و زیبایی میرسد.
از دست غم خیالی بیگانه گشت از خویش
یارب غم بتان را با ما که آشنا کرد؟
هوش مصنوعی: از دست غم و اندوهی که ناشی از خیال است، آدمی از خود بیگانه شده است. ای کاش بدانم چه کسی بر ما آشنا کرده است که غم بتان و معشوقان را با ما پیوند زده است؟