برگردان به زبان ساده
تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد
عشق در کشور جان رایت سلطانی زد
هوش مصنوعی: وقتی عقل به سوی دنیای مادی سفر کرد، عشق در قلب انسان حکمرانی خود را آغاز کرد.
طرّهٔ زلف بتان حلقهٔ رسوایی شد
کافر چشم بتان راه مسلمانی زد
هوش مصنوعی: زلفهای معشوقان تبدیل به حلقهای از رسوایی شده که چشمان آنها، کافرانه، راهی برای ورود به دینی دیگر ایجاد کرده است.
یار چون پردهٔ ناموس فرو هشت ز رخ
عقل سرگشته قدم در ره حیرانی زد
هوش مصنوعی: یار چون پردهای از ناموس را پایین میآورد، عقل سرگشته و گیج میشود و قدم در راه حیرت و شگفتی میگذارد.
باشد از طرف رخ دوست کسی را دل جمع
که چو زلف سیهش دم ز پریشانی زد
هوش مصنوعی: بیانگر این است که از طرف چهره دلنشین محبوب، کسی باید جمع و آماده باشد که به خاطر زیبایی و جذابیت او، دلش دچار پریشانی و سردرگمی میشود.
تا تو در راه طلب پا ننهی بر سر خویش
قدم راست در این بادیه نتوانی زد
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مسیر جستجو و تلاش برای رسیدن به هدف، قدم درست و محکم نگذاری، نمیتوانی در این میدان سخت گام برداری.
ساقیا دست بشوی از می و بنگر که سبو
بر سر از شرمِ گنه دست پشیمانی زد
هوش مصنوعی: ای ساقی، دستت را از شراب بشوی و نگاهی به سبو کن که از شرم گناهان، دستش به علامت پشیمانی بر سرش زده است.
گرنه آئین خیالی صفت نادانی ست
پیش اصحاب چرا لاف سخندانی زد
هوش مصنوعی: اگر انسان به خیالپردازی بپردازد و در مورد ویژگیهای خود ادعا کند، در واقع به نادانی خود اعتراف کرده است و در نظر عالمان، این ادعا بیپایه و بیاساس است.