برگردان به زبان ساده
تاب رویت به فروغ مه تابان ماند
سر زلفت به شب تیرهٔ هجران ماند
هوش مصنوعی: نور چهرهات مانند نور ماه میدرخشد و زیبایی موهایت در شب تاریک جدایی باقی مانده است.
گر به این قامت و رخسار به گلزار آیی
سرو پا در گِل و گُل سر به گریبان ماند
هوش مصنوعی: اگر تو با این قامت و چهرهات به باغ گل بیایی، قد و قامتت در گل و شن خواهد ماند و سر تو در گِل و گل پنهان میشود.
می زند لاف سکون عقل ولی چشم تواش
به طریقی برد از راه که حیران ماند
هوش مصنوعی: عقل به خود میبالد و ادعا میکند که آرام و راضی است، اما چشمان تو به گونهای مرا به راهی میکشند که در آن سردرگم میمانم.
دل آشفتهٔ خود را به تمنّای رخت
جمع دارم اگر آن زلف پریشان ماند
هوش مصنوعی: دل پریشان خود را برای دیدن تو آماده کردهام؛ اگر آن زلف معرکهات همچنان بینظم بماند.
عاقبت گفت به مردم سخنِ راز من اشک
راز عاشق سخنی نیست که پنهان ماند
هوش مصنوعی: در نهایت، او به مردم گفت که راز من چیست. اشکهای عاشقانهام چیزی نیستند که بتوان آن را پنهان کرد.
ای خیالی شب محنت گذرد تیره مشو
هیچ حالی چو ندیدیم که یکسان ماند
هوش مصنوعی: ای خیال شب، از سختیها و مشکلات نترس و ناامید مباش. ما هم تجربه کردهایم که هیچ چیزی برای همیشه ثابت نمیماند و همه چیز در نهایت تغییر میکند.