برگردان به زبان ساده
چنان ببریدی آخر رشتههای آشنایی را
که نتوان داد داد شکوه روز جدایی را
هوش مصنوعی: تو به حدی آشناها را از خود دور کردی که دیگر نتوان روز جدایی و غصهاش را وصف کرد.
پس از همخانگی چندان بیابان در میان آمد
کبوتر بر نتابد خط شرح بینوایی را
هوش مصنوعی: بعد از مدتها زندگی مشترک، فاصلهای ایجاد شد که دیگر کبوتر هم نتواند پیام تنهایی و مشکلات را منتقل کند.
کسی کاو باشد از اهل سعادت چون روا دارد
به حرف دشمن دین ترک احباب خدایی را
هوش مصنوعی: اگر کسی از اهل سعادت باشد، چگونه میتواند به حرف دشمنان دین گوش دهد و دوستان خدا را ترک کند؟
چنان دانم که ناگه دامن از وصلت برافشانم
که تا بینی جزای این همه بیاعتنایی را
هوش مصنوعی: من میدانم که به یکباره ممکن است دامنم را از عشق تو کنار بزنم و آن موقع خواهی دید که برای این همه بیتوجهیات چه نتیجهای در انتظار توست.
به شی گفتم مشو زنهار مغرور تلفطها
که لطف و قهر یکسان است رند لاابالی را
هوش مصنوعی: به شی گفتم که مراقب باش و فریب لفظهای زیبا و پرزرق و برق را نخور. زیرا نیکی و بدی در نظر برخی یکسان به نظر میرسد، مخصوصاً برای کسانی که بیپروا و بیخیال هستند.
بود بس ناروا در ناز و نعمت ناسپاسیها
چه سان هرگز روا دارد خدا این ناروایی را
هوش مصنوعی: چقدر نادرست و ناپسند است که انسان از نعمتها و خوبیها به درستی قدردانی نکند. آیا خداوند میتواند این بیاحترامی و ناعدالتی را بپذیرد؟