برگردان به زبان ساده
هر کو نظر کند به تو صاحبنظر شود
وانکش خبر شود ز غمت بیخبر شود
هر کسی که به تو نگاه کند، دانشمند و آگاه میشود و پس از آنکه آگاه شد به خاطر غم نداشتن تو دیوانه میشود
چون آبگینه این دل مجروح نازکم
هر چند بیشتر شکند تیزتر شود
هوش مصنوعی: دل مجروح من شبیه به شیشه است؛ هر چه بیشتر بشکند، تیزی و شدت آن بیشتر میشود.
بگشا کمر که جامهی جان را قبا کنم
گر زانک دست من به میانت کمر شود
هوش مصنوعی: کمربندت را باز کن تا بتوانم لباس جانم را بپوشم، زیرا اگر دست من به دور کمرت باشد، میتوانم به تو نزدیک شوم.
منعم مکن ز گریه که در آتش فراق
از سیم اشک کار رخم همچو زر شود
هوش مصنوعی: از گریه کردن ممانعت نکن؛ زیرا اشکهایم در آتش جدایی، چهرهام را به مانند نقره شفاف میکند.
از دست دیده نامه نیارم نوشت از آنک
هر لحظه خون روان کند و نامه تر شود
هوش مصنوعی: از شدت گریه و اندوه، دیگر نمیتوانم نامهای بنویسم. چرا که هر لحظه اشکهای من جاری میشود و کاغذ نامه را خیس میکند.
کی بر کنم دل از رخ جانان که مهر او
با شیر در دل آمد و با جان به در شود
هوش مصنوعی: چه زمانی میتوانم دل را از چهره محبوب جدا کنم وقتی که محبت او همچون شیر در دل جا گرفته و جانم را نیز از من میگیرد؟
بی سر به سر شود من دلخسته را ولیک
بی او گمان مبر که زمانی به سر شود
هوش مصنوعی: دل شکسته من حتی اگر بدون سر هم به پایان برسد، اما بدان که بدون او هیچ وقت به پایان نخواهد رسید.
ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت
این شام صبح گردد و این شب سحر شود
هوش مصنوعی: ای دل، آرام باش و نگران نباش، زیرا در نهایت این شب به صبح خواهد رسید و تاریکی به روشنی تبدیل خواهد شد.
خواجو ز عشق روی مگردان که در هوا
سایر به بال همّت و طائر به پر شود
هوش مصنوعی: عشق را فراموش نکن و نگذار که چهرهات از آن دور شود، چرا که در آسمان، مانند پرندهای که با بالهای بلند پرواز میکند، احساس آزادی و اوجگیری خواهی کرد.