برگردان به زبان ساده
صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
لعل جان پرور او جوهر جان می ارزد
هوش مصنوعی: صبح جان، روحی است که تمام جهان را روشن میکند و وجود او ارزشمند است. لعل جانپرور او نیز، که نماد زیبایی و عشق است، خالصترین جوهر را به ارمغان میآورد و این نیز از ارزش بالایی برخوردار است.
گوشه ی دیر مغان گیر که در مذهب عشق
کنج میخانه طربخانه ی خان می ارزد
هوش مصنوعی: در یکی از گوشههای دیر و عبادتگاه، نشستهای که در دین عشق، مکانی مانند میخانه به مراتب باارزشتر است و میتواند شادی و سرور بیشتری به ارمغان بیاورد.
با چنان نادره ی دور زمان می خوردن
یک زمان حاصل دوران زمان می ارزد
هوش مصنوعی: زمانی که با یک موجود نادر و بینظیری در دوران زندگی میگذرانیم، ارزش این لحظات زندگی به اندازهای است که میتواند برابری کند با تمام دوران زندگی.
شاید ار ملک جهان در طلبش دربازی
که دمی صحبت او ملک جهان می ارزد
هوش مصنوعی: شاید اگر تمام دنیا را هم برای جستجوی او بگردیم، باز هم یک لحظه گفتگو با او ارزش بیشتری دارد.
بر لب آب روان تشنه چرا باید بود
ساقی آن آب روان کو که روان می ارزد
هوش مصنوعی: چرا باید در کنار آب روان و تشنه باشیم، در حالی که ساقی آن آب روان کیست که ارزش نوشیدن آن را داشته باشد؟
با جمالت بتماشای چمن حاجت نیست
که گل روی تو صد لاله ستان می ارزد
هوش مصنوعی: با زیبایی تو، نیازی به تماشای چمن نیست؛ چرا که چهرهٔ تو به اندازهٔ صد لاله ارزش دارد.
سر کوی تو که از روضه ی رضوان بابیست
پیش صاحب نظران باغ جنان می ارزد
هوش مصنوعی: در کنار خیابان تو، که بهشت و گلزار دارد، برای افراد با بصیرت و آگاه، ارزش بیشتری از خود بهشت دارد.
هر که را هیچ بدستست نمی ارزد هیچ
که همانش که بود خواجو همان می ارزد
هوش مصنوعی: هر کسی که به چیزی دست نیافته باشد، ارزش او هیچ نیست، چون آنچه که او دارد همان است که در اصل خود داشت؛ بنابراین، ارزشی بیش از آنچه دارد ندارد.
پیش خواجو قدحی باده به از ملکت کی
زانک لعلیست که صد تاج کیان می ارزد
هوش مصنوعی: بهتر است یک جام شراب پیش خواجو بنوشم تا اینکه در ملک و سلطنت باشم، زیرا یک لعل ناب به خودی خود ارزش بیشتری دارد تا صد تاج پادشاهان.