برگردان به زبان ساده
چه چشم مست تو با خواب می کند بازی
دو چشم من همه با آب می کند بازی
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای تو چطور با خواب بازی میکنند، در حالی که دو چشم من تنها با اشک و آب بازی میکنند.
چنین که غمزه شوخ تو مست و مخمورست
چرا بگوشه ی محراب می کند بازی
هوش مصنوعی: چنین که زیبایی و ناز تو، آدمی را شاداب و سرمست میکند، چرا در گوشهی محراب، به بازی و شیطنت میپردازی؟
ببین که آهوی روباه باز صیادت
چگونه با دل اصحاب می کند بازی
هوش مصنوعی: ببین چگونه آهوی جالب و زیبا، با زرنگی و ترفندهایش، دل دوستان را تسخیر میکند و با آنها بازی میکند.
چو خون چشم من آمد بجوش از آنرویست
که با سرشک چو عنّاب می کند بازی
هوش مصنوعی: وقتی اشک از چشمانم به جوش میآید، این ناشی از آن است که او با سرشک، مانند میوهای شیرین و خوشطعم، بازی میکند.
ز زیر پهلوی پر خار من چه غم دارد
کسی که بر سر سنجاب می کند بازی
هوش مصنوعی: هیچ کس از درد و رنج من خبری ندارد، همانطور که سنجاب بیخبر از بازیهایی است که بر سرش انجام میشود.
بیا که زلف رسن باز هندو آسایت
شبی دراز بمهتاب می کند بازی
هوش مصنوعی: بیا و ببین که موهای زیبا و پیچیدهی او مانند ریسمانی است. او شبی طولانی را با ماهتاب در حال بازی و خوشگذرانی میگذراند.
دلم ز بیخردی همچو طفل بازیگر
بدان کمند رسن تاب می کند بازی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر نادانیام مانند کودکی که در حال بازی است، به راحتی در دام احساسات گرفتار میشود و تاب و توانش را از دست میدهد.
تفرّجیست که شب باز طرّه ات همه شب
بنور شمع جهانتاب می کند بازی
هوش مصنوعی: در زندگی شبانه، چشمانت مانند نور شمعی میدرخشد و زیباییات همه جا را روشن میکند. تماشا و لذت از این جلوه زیبا، هر شب مرا به خود مشغول میکند.
عجب ز مردم بحرین دیده ات خواجو
که در میانه ی غرقاب می کند بازی
هوش مصنوعی: عجیب است که مردم بحرین، با وجود غرقاب بودن، بازی میکنند.