برگردان به زبان ساده
کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
وردت اینست که بیگانه ی خویشم خوانی
هوش مصنوعی: کامی تو این است که هر لحظه مرا ترک میکنی و کلامت این است که من را از خود بیگانه مینامی.
پادشاهان بگناهی که کسی نقل کند
بر نگیرند دل از معتقدان جانی
هوش مصنوعی: پادشاهان نباید به خاطر گناهانی که دیگران از آنها صحبت میکنند، بر دل مؤمنان اثر بگذارند و نباید بر آنها سخت بگذرانند.
گر نخواهی که چراغ دل تنگم می رد
آستین بر من دلسوخته چند افشانی
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که دل تنگ من روشن شود، پس لطفاً آستین خود را به سمت من دراز کن و چند حرف محبتآمیز بزن.
دل ما بردی و گوئی که خبر نیست مرا
پرده اکنون که دریدی ز چه می پوشانی
هوش مصنوعی: دل ما را دزدیدی و انگار که هیچ خبری از ما نداری، حالا که پرده را کنار زدی، چرا هنوز خود را پنهان میکنی؟
ابرویت بین که کشیدست کمان بر خورشید
هیچ حاجب نشنیدیم بدین پیشانی
هوش مصنوعی: ابروی تو مانند کمانی است که به سمت خورشید کشیده شده و هیچ طرفداری برای این پیشانی وجود ندارد.
چند خیزی که قیامت ز قیامت برخاست
چه بود گر بنشینی و بلا بنشانی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای درنگ کنی و از خطرات و مشکلات خودداری کنی، چه میشود؟ آیا واقعاً یک دنیا تغییر خواهد کرد؟
هیچ پنهان نتوان دید بدان پیدائی
هیچ پیدا نتوان یافت بدان پنهانی
هوش مصنوعی: هیچ چیز پنهانی را نمیتوان دید و هیچ چیزی که پیدا باشد، نمیتوان یافت که پنهان باشد.
یک سر موی تو گر زانک بصد جان عزیز
همچو یوسف بفروشند هنوز ارزانی
هوش مصنوعی: حتی اگر یک تار موی تو را به قیمت جان و عزیزترین چیزها، مانند یوسف، بفروشند، هنوز هم برای من ارزان است.
عار دارند اسیران تو از آزادی
ننگ دارند گدایان تو از سلطانی
هوش مصنوعی: اسیران تو از آزادی شرمندهاند و گدایان تو از زندگی پادشاهانه خجالت میکشند.
هیچ دانی که چرا پسته چنان می خندد
زانک گفتم که بدان پسته دهن می مانی
هوش مصنوعی: آیا میدانی چرا پسته اینقدر شاد و خندان به نظر میرسد؟ زیرا وقتی به آن نگاه میکنم، یادم میآید که چه شباهتی به دهان انسان دارد.
ای طبیب از سر خواجو ببراین لحظه صداع
که نه دردیست محبت که تو درمان دانی
هوش مصنوعی: ای پزشک، حالا که خواجو گرفتار دردی شده، این درد را برطرف کن، زیرا درد محبت چیزی است که تو نمیتوانی درمان کنی.
چند گوئی که دوای دل ریشت صبرست
ترک درمان دلم کن که در آن درمانی
هوش مصنوعی: چند بار بگویی که برای دل آسیبدیدهات صبر درمان است؟ دیگر درمان قلب من را رها کن، چون در آن هیچ درمانی نیست.