برگردان به زبان ساده
هر زمان آهنگ بیزاریش بین
عهد و پیمان وفاداریش بین
هوش مصنوعی: هر بار که به نشانهی خشم و بیتفاوتی او نگاه میکنی، وفاداری و پایبندیاش نسبت به وعدهها و پیمانها را نیز میبینی.
گر ندیدی نیمشب در نیمروز
گرد ماه آن خطّ زنگاریش بین
هوش مصنوعی: اگر در نیمهشب نتوانستی زیبایی خط زنگاری او را ببینی، حالا در روشنایی روز گرد ماه او را ملاحظه کن.
زلف مشکین چون براندازد ز رخ
روز روشن در شب تاریش بین
هوش مصنوعی: وقتی که موهای مشکی او را از روی چهرهاش کنار میزند، در تاریکی شب، زیباییاش به روشنی روز میدرخشد.
حلقه های جعدش از هم باز کن
نافه های مشک تاتاریش بین
هوش مصنوعی: پیشانی او را از هم باز کن و زیباییهای موی مجعدش را تماشا کن که مانند عطر مشک تاتاری است.
آن لب شیرین شورانگیز او
در سخنگوئی شکر باریش بین
هوش مصنوعی: آن لبهای شیرین و جذاب او در کلام، همانند شکر شیرین و دلنشین است.
چشم مخمورش که خونم می خورد
گرچه بیمارست خونخواریش بین
هوش مصنوعی: چشم مست او باعث میشود که من رنج میکشم؛ هرچند او خود بیمار است، اما در عوض به راحتی از من خون میمکد.
این که خود را طرّه اش آشفته ساخت
از سیه کاریست طرّاریش بین
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر کارهای بد خود، موهایش را نامرتب کرده، باید به شناسایی هنر ظریفش توجه کند.
بار غم گوئی دلم را بس نبود
درد تنهائی بسر باریش بین
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که بر دلم سنگینی میکند، کافی است. دیگر نمیخواهم تنهایی را تحمل کنم. باری که بر دوش دارم را ببین.
چاره ی خواجو اگر زور و زرست
چون ندارد زور و زر زاریش بین
هوش مصنوعی: اگر خواجو او با قدرت و ثروت هم به دنبال چارهای باشد، وقتی که نه قدرت دارد و نه ثروت، در این صورت زندگیاش را با افسوس دیدن خواهد گذراند.