برگردان به زبان ساده
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
ور خرمن گل خواهی از خار مترس ای دل
هوش مصنوعی: اگر به دنبال گنج و ثروت هستی، از مارها نترس ای دل؛ اگر میخواهی از باغ گل و زیبایی بهرهمند شوی، از خارها هم نترس ای دل.
چون زهد و نکو نامی بر باد هوا دادی
از طعنه ی بدگویان زنهار مترس ای دل
هوش مصنوعی: وقتی که تو نام نیک و پرهیزگاری را به خاطر بادهای سست و بیاساس به باد میدهی، از بدگوییها و طعنههای دیگران نترس، ای دل.
از رندی و بدنامی گر ننگ نمی داری
از فخر طمع برکن و ز عار مترس ای دل
هوش مصنوعی: اگر از رندی و بدنامی شرمی نداری، پس از فخر و بزرگمنشی چشمپوشی کن و از ننگ و عیب نترس، ای دل.
گر طالب دیداری از خلد برین بگذر
ور نور بدست آمد از نار مترس ای دل
هوش مصنوعی: اگر آرزوی دیدار بهشتی را داری، از جهان مادی عبور کن. اگر نور حقیقی را از آتش به دست آوردی، نترس، ای دل.
چون نرگس بیمارش خون می خور اگر مستی
ور زانک شود جانت بیمار مترس ای دل
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و گریزان نرگس، درد و رنجی به دل میآورد؛ اگر هم دلت شاد و سرخوش باشد، نگران نباش، زیرا این حالت درونی تو نشانهای از بیماری جان است.
گر همدم منصوری رو لاف انا الحق زن
چون دم زنی از وحدت از دار مترس ای دل
هوش مصنوعی: اگر با کسی که در مقام بالایی است همصحبت شوی، مانند منصور حلاج که ادعای حقانیت میکرد، از اینکه دربارهی وحدت صحبت کنی نترس، ای دل.
جانرا چو فدا کردی از تن مکن اندیشه
چون ترک شتر گفتی از بار مترس ای دل
هوش مصنوعی: وقتی که جان خود را فدای چیزی کردی، دیگر به فکر تن خود نباش. همانطور که شتر وقتی بارش را ترک میکند، نگران آن نیست، تو هم نگران نباش. ای دل، با اطمینان پیش برو و از چیزی نترس.
قول حکما بشنو کاندم که قدح نوشی
اندک خورو از مستی بسیار مترس ای دل
هوش مصنوعی: حرفهای خردمندان را گوش کن: کمی شراب بنوش و از مستی زیاد نترس، ای دل.
صدبار ترا گفتم کامروز که چون خواجو
اقرار نمی کردی ز انکار مترس ای دل
هوش مصنوعی: صد بار به تو گفتم امروز که چون از خواجو (شاعر) اقرار نمیکنی، از انکار نترس، ای دل.