برگردان به زبان ساده
یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
کانرا که حال هست چه حاجت بود بقال
هوش مصنوعی: اگر به حال و هوای کسی واقفی، نیازی نیست که برایش توضیح بدهی و به حرف دیگران گوش بدهی. چون وقتی که خودت از حال او با خبری، نیازی به گفتن و توجیه نیست.
بر لوح کائنات مصور نمی شود
نقشی بدین جمال و جمالی بدین کمال
هوش مصنوعی: هیچ تصویری در عالم به این زیبایی و کمال نمیتواند ثبت شود.
آنجا که یار پرده ی عزّت بر افکند
عارف کمال بیند و اهل نظر جمال
هوش مصنوعی: در جایی که محبوب با تمام شکوه و عظمت خود ظاهر میشود، عارفان به بالاترین درجات کمال دست مییابند و اهل معرفت زیباییهای او را مشاهده میکنند.
خون قدح بمذهب مستان حرام نیست
کز راه شرع خون حرامی بود حلال
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر اشاره دارد به این که در باور و آیین میپرستان، نوشیدن و لذت بردن از شراب و مستی امری ناپسند نیست. زیرا بر اساس قوانین و اصول مذهبی، چیزی که به زعم آنها حرام تلقی میشود، میتواند در حالتی خاص مجاز شناخته شود. با این بیان، شاعر نوعی تناقض و نگاهی متفاوت به اصول اخلاقی و مذهبی را مورد توجه قرار میدهد.
جانم بجام لعل تو دارد تعطّشی
چون تن بجان و تشنه بسر چشمه ی زلال
هوش مصنوعی: جان من به رنگ لعل تو تشنه است، همچنان که جسم به جان نیاز دارد و تشنه به سرچشمهی زلال آب.
آنها که دام برگذر صید می نهند
اندیشه کی کنند ز مرغ شکسته بال
هوش مصنوعی: کسانی که در دامهای خود در کنار راه، صید میکنند، آیا به فکر پرندهای که بال شکسته دارد، میافتند؟
در هر چه هست چون بخیالت نظر کنم
گر جز جمال روی تو بینم زهی خیال
هوش مصنوعی: هر چیزی که میبینم، وقتی به یاد تو میافتم، اگر غیر از زیبایی چهرهات را ببینم، باید افسوس بخورم.
در راه عشق بعد منازل حجاب نیست
دوری گمان مبر که بود مانع وصال
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، هیچ مانعی وجود ندارد. فکر نکن که دوری میتواند مانع رسیدن به معشوق باشد.
خواجو اگر بعین حقیقت نظر کنی
وصلست در جدائی و هجران در اتّصال
هوش مصنوعی: اگر با دیدی عمیق به واقعیت نگاه کنی، میبینی که ارتباط و وصل در جدایی و دوری نهفته است.