برگردان به زبان ساده
دلم مرید مراد است و دیده رهبر دل
سرم فدای خیال و خیال در سر دل
هوش مصنوعی: من دلدادهی راهی هستم که رهبرم را میپرستم و تمام وجودم فدای آرزوها و خیالاتی است که در دل دارم.
کمند زلف تو را گر رسن دراز آمد
در آن مپیچ که دارد گذر به چنبر دل
هوش مصنوعی: اگر کمند زلفت مثل ریسمانی بلند شود، در آن پیچ و تاب نخور که قلبت در حال گذر است.
دلم چگونه نماید قرار در صف عشق
چنین که زلف تو بشکست قلب لشکر دل
هوش مصنوعی: دل من چگونه میتواند در عشق تو آرام بگیرد، در حالی که زلف تو قلب لشکر عشق را در هم شکسته است؟
بود که ساقی لعل تو در دهد جامی
مرا که خون جگر میخورم ز ساغر دل
هوش مصنوعی: ساقی، ای کاش یک جام از شراب خوشرنگت به من بدهی، چرا که من از درد و رنجی که در دل دارم، به شدت متاثر شدهام.
دل صنوبریام همچو بید میلرزد
ز بیم درد فراق تو ای صنوبر دل
هوش مصنوعی: دل من مانند درخت صنوبر، از ترس درد جدایی تو به شدت میلرزد. ای درخت صنوبر دل من!
تو آن خجسته همای بلند پروازی
که در هوای تو پر میزند کبوتر دل
هوش مصنوعی: شما پرندهای بزرگ و خوشبخت هستید که در آسمان شما، کبوتر دل پرواز میکند.
دلم ربودی و تا رفتی از برابر من
نرفت یک سرِ مو نقشت از برابر دل
هوش مصنوعی: دلت را از من گرفتی و وقتی که از پیش من رفتی، تصویر موهایت هرگز از جلوی چشمانم دور نشد.
چگونه در دل تنگم قرار گیرد صبر
که میزند سر زلف تو حلقه بر در دل
هوش مصنوعی: چطور میتوانم در دل کوچکم آرامش پیدا کنم، وقتی که تصویر زیبای تو مدام به ذهنم خطور میکند؟
به ملک روی زمین کی نظر کند خواجو
کسی که ملک وصالش بود مسخّر دل
هوش مصنوعی: کیست که به زیباییهای دنیا نگاه کند، در حالی که دل او به عشق وصال معشوقش تسلیم شده است؟