برگردان به زبان ساده
شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
وز روز تیره روزان تاریکتر نباشد
هوش مصنوعی: افراد ناامید و شادکامی شکست خورده، هرگز نمیتوانند به صبحی روشن و تازه امیدوار باشند و همچنین زندگی روزمره تاریکتر از آنچه که هست، نخواهد شد.
هر کو ز جان بر آمد از دست دل ننالد
وانکو ز پا در آمد در بند سر نباشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از قلب خود رنجی نبیند، از جان خود بیرون میآید و شکایتی نمیکند، اما اگر کسی از پا در بیفتد و به بندها گرفتار شود، دیگر آزاد و رها نیست.
پیر شرابخانه از باده ی مغانه
تا بیخبر نگردد صاحب خبر نباشد
هوش مصنوعی: پیر شرابخانه میگوید تا زمانی که فردی از اتفاقات آگاه نشود، نمیتواند چیزی را به درستی تشخیص دهد و بفهمد. این اشاره به این دارد که اطلاعات و آگاهی لازمه درک درست از چیزهاست.
در بزم دردنوشان زهد و ورع نگنجد
در عالم حقیقت عیب و هنر نباشد
هوش مصنوعی: در جمع افرادی که از درد رنج میبرند، زهد و پرهیزگاری جایی ندارد و در دنیای واقعی، عجیب و هنری وجود ندارد.
هرکو رخ تو جوید از مه سخن نگوید
وانکو قید تو بیند کوته نظر نباشد
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی تو را ببیند، به جستجوی زبانی برای توصیف آن نیست و از طرف دیگر، کسی که تو را در قید و بند ببیند، دیدگاهش محدود است و نمیتواند به درستی درک کند.
در اشک و روی زردم سهلست اگر ببینی
زانرو که چشم نرگس بر سیم و زر نباشد
هوش مصنوعی: اگر چشم تو به اشکها و رنگ زردی که بر صورت من است بیفتد، عجیب نیست؛ زیرا که نگاه گل نرگس به طلا و نقره نیست.
یک شمّه زین شمائل در شاخ گل نیابی
یک ذرّه زین ملاحت در ماه و خور نباشد
هوش مصنوعی: هیچ قسمتی از زیباییهای این دنیا را نمیتوانی در گل، ماه یا خورشید پیدا کنی؛ چرا که جذابیت و زیبایی این ویژگیها بینظیر و منحصر به فرد است.
مطبوع تر ز قدّت سرو سهی نخیزد
شیرین تر از دهانت تنگ شکر نباشد
هوش مصنوعی: زیبایی قامت تو مانند سرو بلند است و هیچچیز بهاندازه این قامت دلنشین و مطبوع نیست. همچنین، هیچ چیز شیرینتر از لبهای تو که همچون شکر تنگ و شیرین هستند، وجود ندارد.
چون عزم راه کردم بنمود زلف و عارض
یعنی قمر بعقرب روز سفر نباشد
هوش مصنوعی: زمانی که تصمیم به سفر گرفتم، زلف و صورت زیبایی چون ماه، نمایان شد و نشان داد که روز سفر نباید با روزهایی دیگر برابر باشد.
گفتم دل من از خون دریاست گفت آری
همچون دل تو بحری در هیچ بر نباشد
هوش مصنوعی: گفتم که دل من پر از غم و درد است، او پاسخ داد که بله، دل تو هم عمق دارد و نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگری مقایسه کرد.
گفتم که روز عمرم شد تیره گفت خواجو
بالاتر از سیاهی رنگی دگر نباشد
هوش مصنوعی: گفتم روزهای عمرم به تیرهگی گذشت، او جواب داد که خواجو فراتر از این تاریکی، رنگ دیگری وجود ندارد.