برگردان به زبان ساده
همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
از خبر رفتیم و ما را بیخبر بگذاشتند
هوش مصنوعی: رفیقهام رفتند و من را در سفر تنها گذاشتند، بدون اینکه از حال ما باخبر شوند و ما را بیخبر راندند.
بر میان از مو کمر بستند و این شوریده را
همچو موی آشفته بر کوه و کمر بگذاشتند
هوش مصنوعی: آنها موهای خود را بر کمر بستند و این مجنون را مانند موی پریشان بر دامن کوه و دره رها کردند.
بر سر راه اوفتادم تا زمن بر نگذرند
همچو خاک ره مرا بر رهگذر بگذاشتند
هوش مصنوعی: در راه او قرار گرفتم تا از من عبور نکنند، اما مانند خاکی که در مسیر است، مرا تنها گذاشتند.
شمع را در آتش و سوز جگر بگداختند
مرغ را با ناله و آه سحر بگذاشتند
هوش مصنوعی: شمع را در آتش و سوز دل سوزاندند و مرغ را با ناله و آه در زمان صبح رها کردند.
بلبل شوریدهدل را از چمن کردند دور
طوطی شیرینسخن را بیشکر بگذاشتند
هوش مصنوعی: پرندهای عاشق و ناآرام را از باغ خارج کردند و پرندهای خوشزبان را بدون شکر و شیرینی رها کردند.
پیشتر رفتیم و ما را نیشتر بر جان زدند
وینچنین با ریش و زخم نیشتر بگذاشتند
هوش مصنوعی: ما جلوتر رفتیم و افرادی به ما آسیب زدند و به این ترتیب، با ریش و زخمهایی که وارد کردیم، از آنجا گذشتیم.
بیغباری از چه ما را خاک راه انگاشتند
بیخطائی از چه ما را در خطر بگذاشتند
هوش مصنوعی: چرا ما را در شرایطی قرار دادند که گویی دارای نقص و اشتباه هستیم؟ چرا با وجود پاکی و بیگناهی ما را در معرض خطر قرار دادند؟
کار خواجو زیر و بالا بود چون دور فلک
کار او را بین که چون زیر و زبر بگذاشتند
هوش مصنوعی: کار خواجو مانند حرکت دورانی آسمان است، که بالا و پایین دارد؛ به او نگاه کن و ببین چگونه توانسته است اوضاع را بر هم بزند و جابجا کند.