برگردان به زبان ساده
ز حال بی خبرانت خبر نمی باشد
بکوی خسته دلانت گذر نمی باشد
هوش مصنوعی: آنان که از حال تو بی خبرند، هیچ اطلاعی از آن ندارند و به کوی تو که پر از درد و رنج است، راهی ندارند.
ز اشک و چهره سیم و زر شود حاصل
ولیک چشم تو بر سیم و زر نمی باشد
هوش مصنوعی: با گریه و زیبایی، میتوان چیزهای باارزشی بهدست آورد، اما چشم تو به این زیباییها و دارایها نیست.
سری بکلبه ی احزان ما فرود آور
گرت زناله ی ما دردسر نمی باشد
هوش مصنوعی: اگر تو نمیخواهی به درد دل ما گوش بدهی، پس سر خود را به کلبهی غمهای ما نیاور.
دو هفته هست که رفتی ولی بنامیزد
مه دو هفته ازین خوبتر نمی باشد
هوش مصنوعی: دو هفته است که تو رفتی، اما زیبایی و جذابیت ماه در این مدت، بهتر از این دو هفته نیست.
نه ز آب و خاک مجسّم که روح پاکی از آنک
بدین لطافت و خوبی بشر نمی باشد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسانها تنها از ترکیب مواد طبیعی مانند آب و خاک شکل نگرفتهاند، بلکه روح پاک و لطافتی دارند که به آنها ویژگیهای خاصی میبخشد و باعث میشود از تمام مخلوقات دیگر برتر باشند.
بشب رسید مرا روز عمر بیتو ولیک
شب فراق تو گوئی سحر نمی باشد
هوش مصنوعی: با آمدن شب، روزهای عمر من به تو نزدیک میشود، اما شب جدایی تو را طوری احساس میکنم که انگار سحر هیچگاه نخواهد آمد.
توام جگر مخور ارزانک من خورم شاید
که قوت خسته دلان جز جگر نمی باشد
هوش مصنوعی: تو هم ناراحت نباش، من به خاطر تو ناراحت میشوم. شاید چیزی که برای دلهای خستۀ ما قوت و نیرو میآورد، فقط همین جگر باشد.
بحسن خویش ترا چون نظر بُود چه عجب
گرت بجانت خواجو نظر نمی باشد
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو را فراموش کنند و به تو توجه نکنند، چه عجیب است که اگر کسی به جانت عشق نداشته باشد، دیگران هم به تو اعتنایی نکنند.