برگردان به زبان ساده
شبی به شوخیم، آن ترک سیمتن بکشد
مرا چو شمع سحرگه در انجمن بکشد
هوش مصنوعی: یک شب با شوخی، آن دختر زیبا مرا به سمت خود میکشد، مانند شمعی که در صبح زود بر جمع حاضر میتابد.
چگونه طاقت گفت و شنیدمی آرم
از آن دو لب، که مرا ذوق یک سخن بکشد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تحمل صحبت کردن و گوش دادن را داشته باشم وقتی که لذت یک کلام از آن دو لب میتواند مرا به سمت خود بکشاند؟
ز بس که گشتم و چهرش عیان نگشت مرا
خیال آن کمر و فکر آن دهن بکشد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی دور و اطراف او گشتم و نتوانستم چهرهاش را به وضوح ببینم، یاد آن کمر و فکر آن لبها به ذهنم خطور میکند.
روا مدار، چو من عندلیب نغمه سرای
شبی به گلشنم، آن زلف چو زغن بکشد
هوش مصنوعی: اجازه نده که مانند من، بلبل شب در باغ، آهنگ سر بدهد؛ وقتی که آن موهای زیبا مانند کَشاندن یک زاغ، دل را برباید.
چگونه بوسه توانم زدن به پیرهنش
مرا که یک نفس، آن بوی پیرهن بکشد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم لب بزنم به پیراهن او وقتی که فقط با یک بار نفس کشیدن، بوی آن پیراهن مرا مجذوب خود میکند؟
مرا وطن سر زلف تو بود و دور شدم
جدا ز زلف توام حسرت وطن بکشد
هوش مصنوعی: به راستی که سرزمین من، موهای زیبای تو هستند و حالا که از آنها دور شدهام، دلتنگی برای وطن در جانم حس میشود.
میسر است که با تیغ ابروان بکشی
مخواه تا دگری در چه ذقن بکشد
هوش مصنوعی: میتوانی با زیبایی و جذبهات، دیگران را تحت تاثیر قرار دهی، اما لازم نیست منتظر بمانی تا دیگران نیز به تو جلب توجه کنند.