مرا ز دست تو دانی، چها بسر گذرد
چها به من، ز تو ای شوخ سیمبر گذرد
گذشت روز وصال تو و همی شادم
که شام هجر تواش، نیز بر اثر گذرد
بجز دو سنبل مشکین فراز نخل قدت
که دیده مشک تر، از سرو کاشمر گذرد
به شام هجر تو، بس شعله ها که زآه دلم
شهاب وار، ز خاور به باختر گذرد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مرا ز دست تو دانی، چها بسر گذرد
چها به من، ز تو ای شوخ سیمبر گذرد