برگردان به زبان ساده
وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کند
لشکر گل را خدیو باغ دارایی کند
هوش مصنوعی: وقت آن رسیده که اسکندر، به زیبایی لشکر خود را آماده کند و در این باغ، گلها را به عنوان فرماندهان خود به کار گیرد.
باغ را دست صبا، عنبر نهد در آستین
راغ را جیب هوا، مشکین ز بویایی کند
هوش مصنوعی: باد ملایم، عطر خوشحالی را به باغ میآورد و فضای باغ، بوی خوش مشک را از خود پخش میکند.
خفتگان بوستان را باد بیداری دهد
تشنگان گلستان را، ابر سقایی کند
هوش مصنوعی: باد به خوابزدههای بوستان بیداری میدهد و ابر به انسانهای تشنه گلستان، مانند سقا آب میریزد.
غنچه از میزان یاقوتی زر لعلی کشد
لاله از مکیال لعلی، سیم پیمایی کند
هوش مصنوعی: غنچهای به زیبایی یاقوت و زر را به یاد لالهای میاندازد که از پیمانهای مانند عقیق سرخرنگ، چشم را نوازش میکند.
از نسیم کاکل گل صبح مشک افشان شود
زلف سنبل از شمیم شب سمن سایی کند
هوش مصنوعی: نسیم ملایم صبح عطر خوش گل را پخش میکند و موی سنبل در بوی دلنشین شب بوی سمن به آرامی میرقصد.
دست لاله موسی آسا، آتش طور آورد
طفل سوسن عیسی آیین میل گویایی کند
هوش مصنوعی: دست لاله، شبیه دست موسی، آتش کوه طور را به دنیای خود آورد، و کودک سوسن، مانند عیسی، به ما درس سخنوری میدهد.
نرگس اندر مسند رز، بزم شاهی گسترد
غنچه بر فرش زمرّد باده پیمایی کند
هوش مصنوعی: نرگس در جایگاه زیبایی نشسته و در مراسمی باشکوه، غنچهها را بر روی فرش سبز پهن کرده است و به نوشیدن میپردازد.
ابر گوهربار گردد، باد عنبربو شود
خاک نسرین خیز آید، گل سمن سایی کند
هوش مصنوعی: ابر پر بار باران میبارد و با وزش باد، بویی خوش به مشام میرسد. زمین با لطافت و زیبایی گلهای نسرین و سمن به زندگی باز میگردد.
آفتاب غنچه سر از مشرق گلبن زند
نرگس آن خورشید را چون ذره حربائی کند
هوش مصنوعی: خورشید، که مانند یک گل نرگس میدرخشد، از سمت مشرق سر بر میآورد و به غنچهها نور میبخشد، مانند ذرهای در میدان جنگ که جان میدهد.
گل کند در دامن گلچین به جان عندلیب،
آنچه با دلدادگان دلدار هر جایی کند
هوش مصنوعی: بلبل با جان و دل به گلچین عشق نگاه میکند و از آنچه دلبرها برای عاشقان در هر جایی انجام میدهند، احساساتی را در دل خود حس میکند.