برگردان به زبان ساده
تو را با لعل خندان آفریدند
مرا با چشم گریان آفریدند
هوش مصنوعی: تو را با شادی و زیبایی خلق کردهاند، اما من را با غم و اندوه آفریدهاند.
تو را آن زلف و رخ دادند و ما را،
پس آن گه، کفر و ایمان آفریدند
هوش مصنوعی: تو با آن مو و چهرهات ما را مجذوب کردی و بعد از آن، سبب به وجود آمدن کفر و ایمان در دلهای ما شدی.
چنان از صنع چشمت مست گشتند،
که زلفت را پریشان آفریدند
هوش مصنوعی: چنان زیبایی چشمان تو دلها را مجذوب کرده است که زلفهایت به خاطر آن به حالت نامنظم درآمدهاند.
درآن آشفته سامانی، چو زلفت،
مرا آشفته سامان آفریدند
هوش مصنوعی: در آن حالتی که همه چیز بهم ریخته و آشفته است، مانند زلفهای تو، آنها نیز باعث شدند که من در وضعیت آشفتهای قرار بگیرم.
چو جسم نازکت را نقش بستند،
ز عکس نقش او جان آفریدند
هوش مصنوعی: وقتی که جسم لطیف تو را شکل دادند، از شکل آن تصویر جان را ایجاد کردند.
اگر حیران ابرویت نبودند،
مرا بهر چه حیران آفریدند
هوش مصنوعی: اگر نبودند ابروهای تو که مرا حیرتزده کردهاند، به چه دلیلی مرا در این حالت حیرت خلق کردهاند؟
دلم را ترکش پیکان ستودند،
پس آن پیکان مژگان آفریدند
هوش مصنوعی: دل من را با تیر زیبایی مژگانشان جریحهدار کردند، به همین خاطر آن تیر را از مژگان درست کردند.
بدخش طلعت و لعل تو دیدند،
که لعل اندر بدخشان آفریدند
هوش مصنوعی: چهره زیبا و رنگ لعل تو را در بدخشان مشاهده کردند، زیرا لعل را در بدخشان میسازند.
اگر دادند ما را درد، افسر
لبان یار درمان آفریدند
هوش مصنوعی: اگر ما را به درد و رنج مبتلا کردند، لبان معشوق به گونهای است که میتواند ما را درمان کند.