برگردان به زبان ساده
ای خوش آن دیده، که از اشک نگاری دارد
خوش تر آن دیده، که با روی تو کاری دارد
هوش مصنوعی: چقدر خوب است چشمی که با اشک خود نوشتههای زیبایی دارد، اما حتی بهتر است چشمی که توجه و عشقش معطوف روی تو باشد.
هر نفس می شود آشفته ز بیداد نسیم،
دل، که در چنبر زلف تو قراری دارد
هوش مصنوعی: هر دم دل به خاطر بیعدالتی نسیم بیقرار میشود، چون دل در چنگال زلف تو آرامشی دارد.
روی و موی تو بود روز و شب مشتاقان
عالم عشق، عجب لیل و نهاری دارد
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی چهره و موی تو باعث شده که عاشقان در طول روز و شب به تو عشق بورزند. جالب اینکه تو چه شبها و روزهایی را میگذرانید.
غالب آن است که تسخیر کند هفت اقلیم
هر غلامی که چنین شاه سواری دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که چنین شاهزاده کارآزموده و ماهری داشته باشد، به راحتی میتواند هفت دنیای مختلف را به تسخیر درآورد.
دل اسیر است در آن زلف، نکو دارش از آنک،
هر اسیری سر و سامان و دیاری دارد
هوش مصنوعی: دل در captivity زلف و زیبایی اوست، اما باید مراقبش بود، زیرا هر اسیری در نهایت باید آغوش و سرزمینی برای خود داشته باشد.
نشود تا نبری رنج فراق از پی وصل
چیدن گل، به چمن زحمت خاری دارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دچار سختی و دوری از معشوق هستی، نمیتوانی به راحتی و زیبایی از لذتهای وصال بهرهمند شوی. برای رسیدن به خوشی و زیباییها، لازم است از زحمات و دردها گذر کنی. مانند اینکه برای چیدن گل در باغ، باید با خارها و مشکلات آن کنار بیایی.
با وجودت چه کنم، گر نکشم جور رقیب
نشئه باده ز پی رنج خماری دارد
هوش مصنوعی: با وجود تو چه باید کرد؟ اگر نتوانم از دست رقیب رنج ببرم، باید بدانم که مستی و لذت نوشیدن شراب، به دنبال درد و گرفتاریهای بیخواب میآید.
من اگر عاشق روی تو شدم، خرده مگیر
شمع و پروانه و گل نیز هزاری دارد
هوش مصنوعی: اگر من به عشق تو دلبسته شدم، ایرادی نگیر، چون شمع و پروانه و گل نیز در عشق خود هزاران داستان دارند.
هرکه او شاهد مستانه ما دید بگفت
افسر بی سر و پا طرفه نگاری دارد
هوش مصنوعی: هرکسی که شاهد حال مستی من باشد، میگوید که این فرد بیسر و پا، زیبایی حیرتانگیزی دارد.