برگردان به زبان ساده
خوشتر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری
دست در گردن درآوردن، شبی با غمگساری
هوش مصنوعی: بهتر از نعمتهای دنیا و آخرت، وصل شدن به یاری است که در آغوشش آرامش یابیم و شبی را در کنار او با دلمشغولیهای خود بگذرانیم.
حاصل عمر است وقتی بابت یاقوت لعلی
باده چون ارغوان نوشیدن اندر مرغزاری
هوش مصنوعی: زندگی انسان به مانند بادهای است که ارزشش به جواهرات آن یعنی لحظات خوش آن مشهود میشود. وقتی در دل طبیعت و در کنار زیباییها، از این لحظات لذت میبریم، ارزش واقعی عمر را درک میکنیم.
ترک مستت رفته رفته برد آخر دل ز دستم
نو غزالی شوخ چشم، آورد شیری را شکاری
هوش مصنوعی: بیشتر از آنچه که فکر میکردم، دل و جانم را از دست دادهام. ای دختر جوان با چشمان بازیگوش، تو مثل یک غزال هستی که زندگیام را به تنگ آوردهای و مرا به چالشی بزرگ دعوت کردهای.
ای که هر سو می خرامی، از تغافل بر من افکن
با نگاه دلپذیری، یا خدنگ جان سپاری
هوش مصنوعی: ای کسی که به هر سو قدم میزنی، با نگاهی زیبا و دلنشین به من توجه کن، یا اینکه با دل و جان خود مرا اسیر کن.
آخر ای باد، اندکی آهسته تر بگذر که ما را،
جا، در آن زلف مشوش کرده جان بیقراری
هوش مصنوعی: آخر ای باد، کمی آرامتر بگذرت که ما را در آن زلف آشفته، دچار بیقراری کردهای.
دل اگر مستی کند بی گاه و گه منعش نسازم
کاین شتر را غیر زلف مهوشان نبود مهاری
هوش مصنوعی: اگر دل بخواهد که در لحظههایی از خود بیخود شود، من آن را سرزنش نمیکنم، زیرا این شتر هیچ مهاری جز زلف معشوقان ندارد.