برگردان به زبان ساده
شود آیا که ز ما حرف وفا گوش کنی
مهربان باشی و بیداد فراموش کنی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که تو به وعدههایمان گوش دهی، و با مهربانی برخورد کنی و ظلم و ستم را فراموش کنی؟
پرتو روی تو بگرفت جهان، پرده بهل
مگر این آتش پر مشعله خاموش کنی
هوش مصنوعی: نور چهره تو بر همه جهان تابیده است، لطفاً با دلسوزی این آتش پرشور را خاموش کن.
بی خود از باده دوش استی و ما هشیاران
مست سهل است، که دیوانه و مدهوش کنی
هوش مصنوعی: پس از نوشیدن باده از خود بیخود شدهای و ما که هشیار هستیم، به راحتی میتوانی ما را نیز دیوانه و مدهوش کنی.
هرچه دل بود، ربودی و کشیدی در زلف
این گران سلسله را بهر چه بر دوش کنی
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل داشتی، ربودی و در زلفهای گرانبهاء این گیسو آویختی؛ برای چه باری روی دوشت میگذاری؟
هوسم زندگی دیگر، و عمر دگر است
شود این هر دو گرم دست در آغوش کنی
هوش مصنوعی: تمایل دارم که زندگی و فرصتی دیگر داشته باشم، مخصوصاً اگر این دو را در آغوش تو بگذرانم.
باده زآن شیشه که با غیر خوری شرمت باد
خون حسرت زدگان است چرا نوش کنی
هوش مصنوعی: بادهای که از این شیشه مینوشی، اگر با دیگران بخوری، باید شرمنده کسانی باشی که حسرت میکشند. پس چرا این نوشیدنی را میخوری؟
بنده طلعت او، خواهی اگر بود، افسر
شرطش آن است که از خویش فراموش کنی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بنده و خدمتگزار زیبایی او باشی، باید بدان که شرط این خدمت این است که خود را فراموش کنی و تمامی وجودت را برای او وقف کنی.