برگردان به زبان ساده
اگر سری است با گلت، به عارض نگار بین
وگر هواست سنبلت، شکنج زلف یار بین
هوش مصنوعی: اگر سر تو با گل تو باشد، به زیبایی رخسار معشوق نگاه کن و اگر دل تو به گل سنبل است، به خم زلف یار خیره شو.
مخواه نوبهار را، مجو بنفشه زار را
ز طره آن نگار را، بنفشه در کنار بین
هوش مصنوعی: به بهار و زیباییهای آن دل ببند، چرا که زیبایی واقعی در کنار آن نگار دلربا نهفته است. از گلهای بنفشه هم غافل نشوید، زیرا در کنار آن محبوب، زیبایی بیشتری مینمایند.
چه طرف باشد از گلت، چه آرزو به سنبلت
ز روی یار محفلت، فریب نوبهار بین
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که مهم نیست که احساسات و آرزوهایمان به چه نحوی به محبوب و زیباییها مرتبط باشد، زیرا عشق و زیبایی میتواند ما را در هر فصل، به خصوص در بهار، فریب دهد و تحت تأثیر قرار دهد. این به معنای آن است که زیبایی، خواه از سوی گلها باشد یا از محبوب، همواره جذاب و دلربا است.
به عارضش عرق نگر، ستاره بر شفق نگر
گهر به گل ورق نگر، به مه در استوار بین
هوش مصنوعی: به صورت او نگاه کن که عرقی مانند ستاره بر افق نشسته است. به زیورهایی که مانند مروارید در گلبرگها درخشیده توجه کن و به ماه که در آسمان ثابت و پابرجاست، دقت کن.
الا که می برد دلت، به سوی سبزه و گلت
ز بوستان چه حاصلت، به بوستان عذار بین
هوش مصنوعی: مبادا که دل تو را به سوی گل و سبزه ببرد، زیرا از باغ چه سودی میبری وقتی که زیبایی چهره را میبینی؟
به کوه لاله زارها، به دشت سبزه کارها
بهر چمن بهارها، از او به یادگار بین
هوش مصنوعی: به کوههای پُر از لاله و دشتهای سرسبز که کارهای کشاورزی در آنها انجام میشود، نگاه کن. این زیباییهای بهاری، یادگار اوست.
گلی نگر بهشت رو، بهارکی بنفشه مو
فراز سرو قد او، گل و بنفشه یار بین
هوش مصنوعی: به گل زیبای بهشتی توجه کن، که مانند بنفشه در بهار میماند. قد زمینی او بلند و شگفتانگیز است، و در کنار او میتوان گل و بنفشه را مشاهده کرد.
ز طلعتش بهار جو، ز طرّه اش تتار جو
ز قامتش عرار جو،به نرگسش خمار بین
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهاش، بهار و زندگی، به خاطر موهایش، دنیای پر از تازگی و لذت را به یاد میآورد. قامتش همچون جان مایهای از شور و شوق است و نرگسها، مستی و سستی را در وجودش به تصویر میکشند.
مگو که نوبهار شد، زمین بنفشه زار شد
اگر جهان نگار شد، تو طلعت نگار بین
هوش مصنوعی: نگو که بهار رسیده و زمین پر از بنفشههای زیبا شده است. حتی اگر دنیا زیبا شده باشد، تو باید بر زیبایی چهرهات توجه کنی.
فسون و ناز و غمزه اش، دلال و غنج و عشوه اش
تعلل و کرشمه اش فزون و بیشمار بین
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و دلربایی یک معشوق میپردازد. او با حرکات و نگاههای خود همه را تحت تاثیر قرار میدهد. ناز و غمزههایش، اشارات و عشوههایش و کرشمههایش به قدری زیاد و دلربا هستند که وصفناپذیرند. این ویژگیها او را به یک دلبر بینظیر تبدیل کرده است.
ز جعد تابدار او، ز خط مشکبار او،
فراز لاله زار او، دمیده سبزه زار بین
هوش مصنوعی: زیبایی طبیعی و جذابیت او، بوی خوش و خوشی که از شخصیتش به مشام میرسد، و درخشش موجود در محیط اطرافش، همه نشاندهنده شور و نشاطی است که او به زندگی میبخشد.
بجوی طرفه یارکی، بتی سمن عذارکی
بهشت وش نگارکی، وز آن به دل قرار بین
هوش مصنوعی: به دنبال محبوبی زیبا و دلنشین بگرد، که چهرهاش مانند گل سمن است و زیباییاش بهشتی و دلفریب است. از این رو، با دیدن او آرامش بر دل من نشسته است.