برگردان به زبان ساده
از نوا کم نکنم، تا نکند آزادم
گر قفس گلشن و گلشن قفس صیادم
هوش مصنوعی: هرگز از نوا و آهنگ خود نمیکاهیم، چرا که نمیخواهم آزادیام از بین برود. حتی اگر در قفس گلشن باشم، باز هم در قفسی گرفتارم که صیاد مرا محاصره کرده است.
آن نهان عشوه، که آوردی و بردی دل من
از تنم جان رود و آن نرود از یادم
هوش مصنوعی: عشوه و زیبایی که تو با خود آوردی و دل مرا از تنم جدا کرد، باعث میشود که جانم برود، اما آن یاد تو هیچگاه از خاطرم نمیرود.
رنج دل در طلب راحت جان دولت نیست
دولت آن است که من در طلبش جان دادم
هوش مصنوعی: رنج و زحمت دل برای پیدا کردن آرامش واقعی، ارزشمند نیست. زیرا خوشبختی واقعی همان است که من برای به دست آوردن آن جانم را فدای آن کردهام.
هیچ کم می نکند زآتش و آب و دل و چشم
غم عشق تو، که چون خاک دهد بر بادم
هوش مصنوعی: عشق تو باعث میشود که حتی اگر در آتش یا زیر باران باشم، یا اگر دل و چشمم پر از غم باشد، هیچ چیزی از شدت احساسم کم نمیشود. این احساس، مانند خاکی است که در هوای تو روی سرم میریزد.
تو چو شیرینی و پرویز هوس پیشه، رقیب
سینه ام کوه و غمت تیشه و من فرهادم
هوش مصنوعی: تو مانند شیرینی و پرویز به دنبال لذتها هستی، در حالی که رقیب من، غمت همچون یک کوه سنگین بر سینهام قرار دارد و من مانند فرهاد در تلاش برای رسیدن به تو هستم.
نهم از دایره خط عدم، پا آن سوی
دست جور تو گر این گونه کند بنیادم
هوش مصنوعی: من از دایره عدم خارج میشوم، اما اگر تو به همین شکل با من رفتار کنی، بنیاد وجودم را از بین خواهی برد.
افسر، از قید وجود و عدم آزاد شدم
تا به دام سر زلفین بتان افتادم
هوش مصنوعی: من از قید و بند وجود و عدم رها شدم و در دام زیبایی و جذابیت موهای بتی گرفتار شدم.