برگردان به زبان ساده
ما که از صهبای جام عشق تو مستیم
بر سر بازار نام و ننگ نشستیم
هوش مصنوعی: ما که از نوشیدنی عشق تو سرمستیم، در میان جامعه و دنیای پر از نام و ننگ قرار داریم.
تا تو ببینی و باز زخم نو آری،
پاره دل را نهاده بر کف دستیم
هوش مصنوعی: ما زخمهای جدیدی بر دل داریم، در حالی که همواره در انتظار تو هستیم تا ببینی و باز دلتنگی و ناراحتیمان را تازهتر کنی.
عمر دگر کو، که ما ز عقده آن زلف،
رشته عمری که داشتیم گسستیم
هوش مصنوعی: دیگر از عمر خبری نیست، چرا که به خاطر گرههایی که در آن موی تو داشتیم، زندگیمان را از دست دادیم.
تا نکند باز پاره حلقه زنجیر
این دل دیوانه را به زلف تو بستیم
هوش مصنوعی: ما دل دیوانهام را به زلف تو وابسته کردهایم تا دوباره حلقه زنجیر عشقش پاره نشود.
تا چه کند بخت حالیا، که در این شهر
عاشق و بدنام و رند و باده پرستیم
هوش مصنوعی: هر چه که بخت بخواهد، ما در این شهر عاشق و رسوای بدنام و خوشگذران و میپرست هستیم.
در هوس جام باده لب خوبان،
بی می و ساقی خراب و بی خود و مستیم
هوش مصنوعی: ما در آرزوی نوشیدن شراب از لبان زیبای محبوبان هستیم و بدون می و ساقی، در حال و هوای خراب و مستی به سر میبریم.