برگردان به زبان ساده
که میگوید که من دلبر ندارم
که از زلف بتان دل برندارم
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که من محبوبی در کنار خود ندارم که بتوانم از زیباییهای او دل بکنم و جدا شوم.
دل صدپارهام را مرهمی کو
که تاب خنجر دیگر ندارم
هوش مصنوعی: دلbroken و آشفتهام، به دنبالی پناهی میگردم که دیگر طاقت درد و زخم جدیدی را ندارم.
خوشم با گلستان چشم خونین
که غیر از لاله احمر ندارم
هوش مصنوعی: من از تماشای گلزار با چشمان اشکآلود لذت میبرم، چرا که فقط لالههای سرخ را در آنجا میبینم و چیزی جز آنها ندارم.
بکش تیغ و بکش بی جرم ما را
بگو پروایی از محشر ندارم
هوش مصنوعی: تیغت را بکش و بیدلیل ما را بکش، بگو که از حساب و کتاب روز قیامت ترسی ندارم.
به بالینم بیا تا بر تو ریزم
وجودی را که در بستر ندارم
هوش مصنوعی: بیا کنارم تا وجودی را که در زندگی ندارم، برای تو نثار کنم.
ز لخت دل کنم جان را مداوا
که دارویی از این خوش تر ندارم
هوش مصنوعی: از دل خسته و آزرده خود، جانم را التیام میبخشم، زیرا هیچ دارویی از این بهتر و دلپذیرتر ندارم.
ننوشم بی دو لعلت ساغر می
که خون دل در آن ساغر ندارم
هوش مصنوعی: من بدون لبهای زیبایت شراب نمینوشم، چون در آن شراب چیزی از اندوه دل درونم وجود ندارد.
کشد آن ترک بر افسر اگر تیغ،
من از خاک درش سر بر ندارم
هوش مصنوعی: اگر آن جوان ترک، با تیغش بر افسر من بکشد، من هرگز از خاک درش سر برنخواهم داشت.