برگردان به زبان ساده
حالت چشم تو و قصه بیماری دل
می توان یافت طبیب از اثر زاری دل
هوش مصنوعی: چشمهای تو و داستان درد دلم بهقدری گویاست که حتی پزشک هم میتواند از نشانگریهای اشکهایم حال مرا تشخیص دهد.
بخت بیدارتو داند که من و مردم چشم
چشم خوابی نکنیم از غم بیماری دل
هوش مصنوعی: سرنوشت تو میداند که من و دیگران از درد دل به خواب نخواهیم رفت.
من و چشم تو و دل هر سه علیل و بیمار
هم مگر لعل تو آید به پرستاری دل
هوش مصنوعی: من و چشمان تو و دل هر سه بیمار و دردی کشیدهایم، اما از دلداریم جز این، که شاید زیبایی تو به یاری ما بیاید.
خون شد از بس که غم لعل تو را خورد دلم
نکند لعل تو از بهر چه غمخواری دل
هوش مصنوعی: دلم به خاطر غم تو به شدت رنجیده و به حدی پریشان شده که گویا خون شده است. اما چرا تو برای دل من اینقدر نگران هستی؟
یک گرفتار در این شهر نباشد چه کنم؟
با چنین بی خبران شرح گرفتاری دل
هوش مصنوعی: در این شهر هیچکس نیست که دچار مشکلات من باشد، پس من چه کار میتوانم بکنم؟ با چنین افرادی که از درد و رنج دل خبر ندارند، چه بگویم؟
هیچ دانی که چرا از وطن آواره شدم
جای ما نیست درآن زلف ز بسیاری دل
هوش مصنوعی: نمیدانی چرا از سرزمین خود دور افتادم؟ زیرا در آن موی دلبر، جایی برای ما نیست.
شب نبوده است در آن زلف سیاه پرخم،
که مرا گم نشود جان به طلبکاری دل
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، زلفهای پرخم و سیاه او باعث شده که جانم در پی دلباختگیام گم نشود.
هرچه از دوست جفا دید وفا کرد دلم
افسر، آیین جفا بین و وفاداری دل
هوش مصنوعی: هر چه از جانب دوست با من ناگفته و بدی بوده، من با وفاداری و محبت رفتار کردهام. به خوبی میتوان دید که چگونه در دل من هم جفا و هم وفاداری وجود دارد.