برگردان به زبان ساده
تیری که زد به دشمن، ما را نشست بر دل
دردا که صید ما را صیاد کشت غافل
هوش مصنوعی: تیری که به سوی دشمن پرتاب شد، بر دل ما نشسته است؛ دردی که ناشی از این است که شکار ما، به دست صیاد، نابود شده است و ما از این موضوع غافل هستیم.
افسوس، کان جفاجو، از ما نمی ستاند
هرگز بهای بوسی جان و تن و سر و دل
هوش مصنوعی: متأسفانه، آن کسی که در جدایی و فراق، از ما هیچگاه ارزش بوسهای از جان و دل و تن و سر نمیگیرد.
ما را به خاک کویش جان دادن است آسان
وز دست جور عشقش جان بردن است مشکل
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و وابستگی به او به راحتی جان خود را فدای خاک کویش میکنیم، اما تحمل ستم و ناگفتنیهای عشقش دشوار است و جان کندن از درد آن سختتر است.
گر استخوان شکافند بیرون نمی توان کرد
ما را که آب مهرش بسرشته اند در گل
هوش مصنوعی: اگر استخوانها را بشکنند، نمیتوانند ما را از هم جدا کنند، زیرا محبت او در وجود ما ریشه دوانده است.
قندیل و شمع ما را پرتو فرو نشاند
در بزم اگر درآید ماهی بدین شمایل
هوش مصنوعی: اگر در میهمانی ماهی با چنین زیبایی وارد شود، نور و روشنایی شمع و قندیل ما را تحت تأثیر قرار میدهد و درخشندگی خاصی به فضا میبخشد.
عمری بود که افسر، با درد عشق یار است
کی می توان از این بحر کشتی برد به ساحل
هوش مصنوعی: سالهاست که دل با رنج عشق محبوب سر میکند، اما چه زمانی میتواند از این دریا، کشتی را به ساحل برساند؟