برگردان به زبان ساده
ای که در فکر مهندس، دهنت سرّ محال
کمرت نیز در اندیشه ما دیگر حال
هوش مصنوعی: ای که در تفکرات مهندس به دنبال رازهای غیرممکن هستی، بدان که حتی کمر تو نیز در افکار ما به حالتی دیگر تغییر کرده است.
تا تو با ماه رخ و زلف دراز آمده ای
عاشقان راست شب و روز نظر بر مه و سال
هوش مصنوعی: وقتی تو با چهره مانند ماه و موهای بلندت آمدهای، عشقورزان شب و روز به تماشای تو و زیباییات خیره شدهاند.
شده از حسرت صهبای عقیق لب تو،
ساغر دیده ام از خون جگر مالامال
هوش مصنوعی: چشمم از غم و حسرت نوشیدن شراب لب تو پر شده و پر از اشک و غم است.
گر پریشان نبود زلف تو چون خاطر من
از چه آشفته شود هر نفس از باد شمال
هوش مصنوعی: اگر زلف تو، مثل حال من پریشان نبود، پس چرا هر لحظه از وزش باد شمال، دل مرا به هم میریزد؟
سوخت گر بال و پر مرغ دلم برق غمت،
در گلستان تو پرواز کند بی پر و بال
هوش مصنوعی: اگر دل مرغی از عشق تو بسوزد، در گلستان زیبایت با وجود بیپر و بالش پرواز میکند.