برگردان به زبان ساده
دوش دیدم بر در میخانه پیر میفروش
کرده یک یک میکشان آویزه حکمش به گوش
هوش مصنوعی: دیروز در جلوی میخانه، پیرمردی را دیدم که مشغول فروش شراب بود. او به آرامی به هر کس که وارد میشد، گوشزد میکرد و پیامی را به او میرساند.
از می مینای او میخوارگان مست و خراب
زآتش صهبای او دردی کشان اندر خروش
هوش مصنوعی: نوشیدن می دلپذیر او، باعث مستی و سرخوشی میشود و کسانی که از آن مینوشند، در حالتی سرگیجهآور و شیدا به سر میبرند. آتش عشق او دردهایی را به دوش میکشد و در حال فریاد و سر و صدا هستند.
این به آن گوید هنیألک ز من بستان قدح
آن به این گوید که در کش جام و نوشت باد نوش
هوش مصنوعی: این شخص به دیگری میگوید که از من جامی بگیر و آن شخص نیز پاسخ میدهد که در حالی که مشغول نوشیدن هستم، لذت آن شراب را احساس کن.
گرچه ما بی خود جوانانیم لیک از لطف پیر،
ساغر اندر دست داریم و سبوی می به دوش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه جوانان ما بیتجربه و ناپخته هستند، اما به لطف بزرگان، جامی در دست داریم و ظرفی پر از شراب بر دوش میگذاریم.
ما همه درجستجوی نام و او ننگش ز ما،
ما همه در گفتگوی راز و او یکسر خموش
هوش مصنوعی: ما همه در پی کسب شهرت و نام هستیم، در حالی که او از این تلاش ما شرمنده است. ما درباره ابعاد مختلف زندگی و اسرار آن صحبت میکنیم، ولی او کاملاً خاموش است و چیزی نمیگوید.
تا چه گوید از کرامات و چه بنماید ز کشف
ما همه نسبت به او سر تا قدم چون چشم و گوش
هوش مصنوعی: ببینیم او چه سخنانی دربارهٔ کرامتهایش میگوید و چه نشانههایی از درک و فهم ما را نشان میدهد؛ ما همه در مقابل او، از سر تا پا مانند چشم و گوش هستیم.
خام را نبود خبر از پختگان درد عشق
پخته داند تا چرا از شعله خام آید به جوش
هوش مصنوعی: خام هنوز از دردی که عاشقان آگاهند بیخبر است. عشق پخته و تجربهمند میداند که چگونه شعلهی ناچیز خام میتواند به جوش بیاید و به هیجان درآید.
ای که در عالم ندانی حالت درد فراق
تا کیم بیهوده گویی در ره وصلش بکوش
هوش مصنوعی: ای کسی که نمیدانی درد جدایی تا چه زمانی ادامه دارد، بیهوده گویی نکن و در راه وصال او تلاش کن.