برگردان به زبان ساده
خوشا سودای عشق و روزگارش
وز آن خوش تر به جان ما شرارش
هوش مصنوعی: عشق و حال و هوای آن بسیار زیباست و شعلهاش برای جان ما دلپذیرتر و شیرینتر است.
دلم در زلف او عمری اسیر است
من آشفته سامان یادگارش
هوش مصنوعی: دل من سالهاست که در زلف او گرفتار شده و من به خاطر یادگارهایش در حالت پریشانی و نابسامانی هستم.
توانم برد چشم ناتوانش
قرارم برد زلف بی قرارش
هوش مصنوعی: میتوانم با نگاهی به چشمانش آرامش را از او بگیرم و از زلف پریشانش راحتی را کسب کنم.
مسلمانان ز عشق روی خوبان
دلی دارم، ندارم اختیارش
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق به زیباییهای محبوبان، دلی دارم که نمیتوانم بر آن کنترل داشته باشم.
بنام ایزد مرا باشد نگاری،
که مانی شرمسار است از نگارش
هوش مصنوعی: به نام خدا، من کسی را دارم که چون نگاری برایم مینویسد، اما مانی (به عنوان یک نگارنده بزرگ) از این نگارش به خجلت افتاده است.
نمی دانم چه باغست این محبت
که برق آرد به جان گل شرارش
هوش مصنوعی: نمیدانم این عشق چه جایی است که میتواند با شادی و انرژی خاصی، به روح گل شوق و زندگی ببخشد.
در آن وادی که عشق آید به جولان
جهان تسخیر یک چابکسوارش
هوش مصنوعی: در جایی که عشق قدرت میزند و فضای آن را فرا میگیرد، یک سواری چابک و نیرومند میتواند همه چیز را تحت کنترل خود درآورد.