برگردان به زبان ساده
ساقی بیار باده که آمد بهار باز
شد صحن بوستان چو عذار نگار باز
هوش مصنوعی: ای ساقی، می بیاور که بهار دوباره آمده است و حیاط باغ مانند روی زیبا شده است.
ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش
کو اعتبار عمر که آید بهار باز
هوش مصنوعی: ای ساقی، قدحی از شراب را بر روی گل بریز و به من ببخش. زیرا چه فایدهای دارد که به عمر ما اعتبار بخشیم، وقتی که بهار دوباره خواهد آمد و زمان به سرعت میگذرد.
گل در چمن چو شاهد ما لاله برفروخت
شد وقت جام باده و بوس و کنار باز
هوش مصنوعی: گل در چمن مانند معشوقی که میدرخشد، لاله با زیبایی خود جلوهگر شده است. زمان نوشیدن باده و لذت بردن از عشق و نزدیکی به فرا رسیده است.
در ساحت چمن بود از جنبش نسیم
سنبل چو زلف لاله رخان بیقرار باز
هوش مصنوعی: در فضای چمن، به خاطر وزش نسیم، سنبلها مانند زلفهای لالههای زیبا ناآرام و بیقرار هستند.
عطار گرنه باد بهاری است، پس چرا،
در باغ برده طبله مشک تتار باز
هوش مصنوعی: عطار مانند نسیم بهاری است، پس چرا در باغ بزم خود، صدای خوش نواختن ساز را نمیشنویم؟
ور نیست لاله شاهد هرجایی از چه رو،
افروخته به کوچه و برزن عذار باز
هوش مصنوعی: اگر گل لاله در هر کجا وجود نداشته باشد، پس چرا چهرهاش در کوچهها و خیابانها درخشیده است؟
افسر، ز جور لاله عذاران سروقد
دارد رخی ز لاله خونین نگار باز
هوش مصنوعی: افسر، به خاطر ظلم و ستمی که بر دلها میآورد، قامتش را به زیبایی سرخی لالهها مزین کرده است و چهرهاش همچون گلهای قرمز خونین، زیبا و دلرباست.