برگردان به زبان ساده
چشم بدبین فلک بادا هم از روی تو کور
از رخ پاک تو یا رب دیده ناپاک دور
هوش مصنوعی: ای کاش چشمان بدبین آسمان از روی تو نابینا باشند، و خدایا، دیدگان ناپاک از چهره پاک تو دور باشند.
خواستم در حلقه زلفت شبی منزل کنم
بست بر من خط و خال عارضت راه عبور
هوش مصنوعی: خواستم شبی در کنار زلفت بمانم، اما خط و خال صورتت مانع عبورم شد.
غافلی از رمز عشق و سرّ درد عاشقی
ای که خواهی وصل جانان با زر و بازوی زور
هوش مصنوعی: ای نادان! غافلی از راز عشق و دردهای آن، تو که میخواهی به معشوق خود برسی، اما تنها به زر و زور پناه میبری.
با فراق دوست آمد شیشه عمرم به سنگ
عاشق آن نبود که باشد با غم جانان صبور
هوش مصنوعی: با جدایی از دوست، عمرم به خطر افتاده است. عاشق واقعی کسی نیست که در غم محبوبش صبر کند.
آن که اندر سینه ما تخم حرمان کشت و رفت
باد یارب خاطرش را عیش و عمرش را سرور
هوش مصنوعی: کسی که در دل ما امید ناامیدی را کاشت و رفت، ای کاش که خوشی و طول عمرش را تجربه کند.
آنکه زد در خرمن من آتش آز برق عتاب
همچنان می سوزم و بر من نبخشد از غرور
هوش مصنوعی: کسی که به خرمن من آتش زده، هنوز هم آتش خشم و انتقام در وجودم شعلهور است و غرور و خودبرتربینیام اجازه نمیدهد که به او ببخشم.
ای که چون پروانه از شمع تو می سوزیم ما
کاش می دیدی مرا در آتش از نزدیک و دور
هوش مصنوعی: ای کسی که ما مانند پروانه به دور شمع تو میچرخیم و از عشق تو میسوزیم، کاش تو ما را از نزدیک و دور در این آتش مشاهده میکردی.
شمع رویت گر شبی پرتو دهد در بزم ما،
بزم ما روشن شود چون شعله های نخل طور
هوش مصنوعی: اگر شمع چهرهات در شب در مهمانی ما روشنایی ببخشد، جشن ما مانند شعلههای آتش در کوه طور درخشان خواهد شد.
زاهدان را حور و غلمان بهشتی خوش بود،
عاشقان را وصل جانان خوشتر از حور و قصور
هوش مصنوعی: زاهدان به لذتهای بهشتی مانند حور و غلمان علاقه دارند، اما عاشقان حقیقتاً به وصال محبوب خود بیشتر از این لذتها اهمیت میدهند و آن را خوشتر میدانند.