برگردان به زبان ساده
ای پناه هر فقیر و هر اسیر
من ز پا افتادهام دستم بگیر
هوش مصنوعی: ای پشتیبان هر نیازمند و زندانی، من به شدت درمانده و ناتوان شدهام، لطفاً به من کمک کن.
نه همین زنجیر ما زلف تو شد
هر خمش زندان جان صد اسیر
هوش مصنوعی: این زنجیر که از موهای تو به وجود آمده، فقط متعلق به ما نیست؛ هر بار که این موها خم میشود، برای روحهای بسیاری که در بند هستند، مانند زندانی است.
از دو زلفت روزگارم چون شب است
وز دو لعلت ارغوانم چون زریر
هوش مصنوعی: از زلفهای تو روزگارم به اندازه شب تاریک است و از لعلهای تو، رنگم به زیبایی زریر (گیاه) است.
چون رخت ماهی ندیده تاکنون
چشم عالم بین مام چرخ پیر
هوش مصنوعی: چشم جهان به زیباییهایی که تاکنون دیده نشده، مانند چشمان یک ماهی است که از دنیای خود خارج نشده. در اینجا سایهای از جهان و زیباییهای آن وجود دارد که هنوز شناخته نشدهاند.
جستجوی دل ز زلفت می کنم
من نه تنها، بلکه هر برنا و پیر
هوش مصنوعی: من تنها به دنبال دل خود از زلف تو نمیگردم، بلکه همه جوانان و پیرمردان نیز در جستجوی آن هستند.
بود در زلف تو و گم شد دلم
بعد عمری جستمش از نوک تیر
هوش مصنوعی: در زلف تو دل من گمشده است، و پس از مدت طولانی، دوباره آن را مانند تیر تیرکمان جستجو میکنم.
گر به خاکم بگذری بعد از هلاک
چون نیم در استخوان افتد نفیر
هوش مصنوعی: اگر پس از مرگ من بر خاک من قدم بگذاری، همانند ذرهای که در استخوان جا میماند، نالهام میپیچد.