برگردان به زبان ساده
ای که صد دل به یکی حلقه زلفت زنجیر
گر بود شیر، کند آهوی چشمت نخجیر
هوش مصنوعی: ای کسی که صد دل را در حلقه زلفت مانند زنجیر کردهای، اگر شیر هم باشد، چشمانت مانند آهویی زیبا و شکار خواهد بود.
هر کجا ماه رخی، مهر تواش داده فروغ
هر کجا شیردلی، عشق تواش کرده اسیر
هوش مصنوعی: هر جا که چهرهی زیبایی پیدا میشود، روشنی و درخشندگی آن به خاطر محبت توست. و هر جا که کسی شجاعت و دلیری از خود نشان میدهد، عشق او نسبت به تو او را به دام انداخته است.
تو به قد نازی و او را همه قامت زیبا
بید مجنون نکند جلوه سرو کشمیر
هوش مصنوعی: تو به قد و زیبایی خود چنان دلربایی که هیچکس نمیتواند با زیبایی تو رقابت کند، حتی آن سرو بلند و زیبا از کشمیر هم نمیتواند توجه کسی را جلب کند و مجنون بسازد.
جعد پنهان کن و بنگر به رخش زلف سیاه
دود انگشت نبخشد اثر مشک و عبیر
هوش مصنوعی: دست از موهای پیچیدهات بردار و به چهرهات نگاه کن؛ زلفهای سیاه تو نشاندهندهای از عطر خوش مشک و عنبر نیست.
ابرویش بنگر و مژگان بفکن بر ابرو
ای کمان دار مزن تیر، بترس از شمشیر
هوش مصنوعی: به ابروی او نگاه کن و مژگانش را بر ابرو برافراز. ای کماندار، تیر نزن؛ از شمشیر بترس.
نیستی رستم دستان، بهراس از سهراب
نیستت زهره شیرانه، بپرهیز از شیر
هوش مصنوعی: تو به قدرت و شجاعت رستم نیستی، پس از سهراب بترس، زیرا اگرچه تو شجاعی نیستی، بهتر است از شیر نیز دوری کنی.
به دو زلفش که اگر خاطرش آشفته شود
می کشم یک شب از آتشکده سینه صفیر
هوش مصنوعی: اگر او زلفهایش را به هم بزند و دلش نگران شود، من یک شب، از سینهام آتشی به راه میاندازم که مانند صدای عذاب و فریاد باشد.
خرمن ماه تو آتش زنم از شعله آه
که شود آینه خاکسترت ای مهر منیر
هوش مصنوعی: من کورهی آتش را به عشق تو شعلهور میکنم، تا شاید حقیقتی که درونت نهفته است، در آینهی خاکستری به نمایش درآید. ای ماه تابان من، آرزو دارم که زیبایی و روشنیات نمایان شود.
به دعا کشور حسن تو کنم زیر و زبر
که نماند اثرت هیچ ز اکلیل و سریر
هوش مصنوعی: به خاطر دعای تو، سرزمین زیباییات را دگرگون میکنم تا هیچ نشانی از تاج و تختت نماند.
پند افسر بشنو، نیک به دست آرش دل
ای که پولاد من از پنجه حسن تو خمیر
هوش مصنوعی: ای دل، پند فرمانده را بپذیر و خوب به کار بگیر، چرا که آهن قلب من در دستان زیبایی تو شکل میگیرد.