برگردان به زبان ساده
بسته بر قتل من آن ترک جفا پیشه کمر
ابروان کرده حسام و مژّگان را خنجر
هوش مصنوعی: به خاطر سختیها و بیمحلیهای آن عاشق ترکچهره، کمر ابروهای او مانند نیزهای تیز و مژگانش همچون خنجری میزند که به قلبم نفوذ میکند.
دل ما در صف مژگانش، شبی یک تنه تاخت
چون نیارست ستیز آورد انداخت سپر
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر زیبایی مژگان او، شبی به تنهایی به جنگ رفت، چون نتوانست در برابر او مقاومت کند، تسلیم شد و سپر انداخت.
بر نثار دُر دندان و عقیق لب او،
از دلم دیده فرو ریخت عقیقین گوهر
هوش مصنوعی: بر اثر زیبایی دندانهای درخشان و لبهای خوشرنگ او، اشکهای قیمتی از چشمم ریخت.
نبرد شیفتگی راه به غم خانه دل
نشود شیفته، گر زلف تو از باد سحر
هوش مصنوعی: دلبستگی و شیدایی به عشق، گاهی به جایی نمیرسد و اگر هم به وقوع بپیوندد، همچنان دل را غمگین میکند. حتی اگر موهای تو در نسیم صبح به زیبایی درخشند.
در خم زلف دلم آرزوی لعل تو کرد
طلبد آب حیات از ظلمات اسکندر
هوش مصنوعی: در پیچ و تاب زلف تو، دل من خواهان لعل تو است و تلاش میکند تا آب حیات را از تاریکیهای اسکندر به دست آورد.