برگردان به زبان ساده
نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگر
اشاره ای که شوم زنده از اشاره دیگر
هوش مصنوعی: تو بر کشتن من نظاره میکنی، ولی منتظر یک اشاره دیگر باش که از مرگ جان بگیرم و زنده شوم.
بجز دلم که پس از خون شدن ز دیده برآمد
رفو شد از مژه، دل های پاره پاره دیگر
هوش مصنوعی: به جز دلم که بعد از اشک ریختن، به شدت پاره و آسیبدیده است، دیگر دلها نیز دچار مشکلاتی مشابه شدهاند.
نداشت یکسر مو جای خالی آن صف مژگان
دریغ دل که نیاویخت بر قناره دیگر
هوش مصنوعی: در این شعر اشاره شده به حسی عمیق و غمناک که به خاطر غیاب محبوب ایجاد شده است. وجود نداشتن موی سر تنها یادآور محبت و زیبایی است که حالا دیگر نیست. در دل حسرت و تاسف وجود دارد که کاش آن زیبایی در کنار دیگری نیز موجود بود.
به غیر آن که بدست غم تو جان بسپارم
نماند بر من بیچاره راه چاره دیگر
هوش مصنوعی: اینکه جز به خاطر غم تو جانم را فدا کنم، هیچ راهی برای نجات یا چارهای باقی نمانده است.
در این سحرگه ما را ستاره سوخته عشقت
مگر ز چرخ دگر بردمد ستاره دیگر
هوش مصنوعی: در این صبح زود، آیا ستاره سوخته عشق تو ما را رها میکند یا اینکه ستاره دیگری از آسمان دیگری طلوع خواهد کرد؟
به سنگ، آتش آهم گرفت و در تو نگیرد
که سخت همچو دلت نیست سنگ خاره دیگر
هوش مصنوعی: آتش آه و گدازم به سنگ میچسبد، اما تو این استقامت را نداری؛ زیرا دلت به سختی سنگ نمیخورد.
اشاره ای شده افسر، ز دوست در پی قتلت
سپار جان که شود باز هم اشاره دیگر
هوش مصنوعی: افسر به دوستان اشاره کرده است که جان را در پی انتقام از تو سپارند، تا اگر دوباره اشارهای دیگر باشد، اقدام کنند.