برگردان به زبان ساده
ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار
دل را گله از ما که کند حوصله بسیار
هوش مصنوعی: ما در دل، به خاطر غم محبوب خود، شکایتهای زیادی داریم و دل ما از ما شاکی است که چگونه میتواند این همه غم را تحمل کند.
پوئیم به سر در سفر عشق تو ره را،
پای دل ما کرده اگر آبله بسیار
هوش مصنوعی: در سفر عشق تو، هرچند که پای دل ما زخمها و مشکلات زیادی دارد، اما همچنان به پیش میرویم و تلاش میکنیم.
یوسف نرود در بر یعقوب وگرنه،
از مصر به کنعان گذرد قافله بسیار
هوش مصنوعی: اگر یوسف به آغوش یعقوب نرود، قافلهای از مصر به کنعان میرسد.
شغلی نبود خوب تر از عشق دلارام
ورنه بود از بهر دلم مشغله بسیار
هوش مصنوعی: هیچ کاری به اندازه عشق محبوبم خوب نیست، و اگر این عشق نبود، برای قلبم مشغلههای دیگری وجود داشت.
درمان غم عشق بود صبر و هم از صبر
تا مرحله عشق بود فاصله بسیار
هوش مصنوعی: برای غم عشق، تنها راه حل صبر است، اما میان صبر و رسیدن به عشق واقعی فاصله زیادی وجود دارد.
در عشق بدان پایه شدم شهره که در شهر
هر شب بود از آه دلم مشعله بسیار
هوش مصنوعی: در عشق به حدی شناخته شدم که در هر شب در شهر، به خاطر درد و آه دلم، شعلههای زیادی برخاسته است.
ای زلف چه داری که غزالان ختایی
هم گردن شیرند در این سلسله بسیار
هوش مصنوعی: ای زلف تو چه ویژگی خاصی دارد که حتی غزالان زیبا هم به خاطر آن در این سلسله زیبا گردن کشیدهاند؟
خوب است به دفتر سخن دوست وگرنه،
در مدرسه باشد ورق باطله بسیار
هوش مصنوعی: خوب است با دوست سخن بگویی و از او یاد بگیری، وگرنه در مدرسه میمانی و فقط برگههای بیارزش بر دست خواهی داشت.
نبود عجبی گر دل صد پاره افسر،
با ناوک عشق تو کند حوصله بسیار
هوش مصنوعی: خالی از شگفتی نیست اگر کسی که دلش هزار پاره شده، با خماری عشق تو، به صبر و تحمل زیاد دست یازد.