برگردان به زبان ساده
آمد رهی به خدمت و تادیر گه نشست
وانگه ندیده چهرة مخدوم بازگشت
هوش مصنوعی: یک فرد با نیت خدمت به کسی رسید و وقتی دیرتر از انتظار نشست، ناگهان بدون آنکه صورت محبوب را ببیند، از آنجا رفت.
راهی دراز بود و ز تاثیر آفتاب
چون سنگ بود کآمد و چون موم بازگشت
هوش مصنوعی: راهی طولانی بود و به خاطر تأثیر آفتاب، به سختی مانند سنگ شده بود، اما بعد از مدتی نرم و انعطافپذیر مانند موم برگشت.
آمد به درگهت متظّلم ز روزگار
دادش نداد دولت و مظلوم بازگشت
هوش مصنوعی: شخصی به درگاه تو شكايت كرد و از بدیهای زمانه برایت سخن گفت، اما تو به او کمک نکردی و سرنوشتش تغییر نیافت، بنابراین او دوباره به سمت گذشتهاش برگشت.
تا آن زمان نشست که سلطان نیمروز
از ترکتاز مملکت روم بازگشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که پادشاه نیمروز از جنگ و پیشروی در سرزمین روم برگردد، در آنجا منتظر ماند.
ای پرده دار لطف کن و خواجه را بگوی
کامد رهی بخدمت و محروم بازگشت
هوش مصنوعی: ای حافظ لطف کن و به کسی که در راه خدمت آمده، بگو که به او کمکی برسانند و او را از جود و بزرگواری خود محروم نکنند.