برگردان به زبان ساده
مرا که هیچ نصیبی ز شادمانی نیست
بسی تفاوتم از مرگ و زندگانی نیست
هوش مصنوعی: من که هیچ لذتی از خوشبختی نمیبرم، خیلی فرقی بین مرگ و زندگیام نیست.
بروزگار جوانی اگر ترا رنگیست
مرا بجز سیبی رنگی از جوانی نیست
هوش مصنوعی: در دوره جوانی اگر به دنبال چیزی هستی، برای من جز رنگ سیب در این جوانی چیزی نیست.
ز من فلک عوض عشوه عمر می خواهد
که عشوه نیز درین دور رایگانی نیست
هوش مصنوعی: زندگی از من برای گذراندن عمرش به تلاشی شیرین و فریبنده نیاز دارد، اما در این زمان، چنین تلاشی رایگان و بیدلیل نیست.
ز نا روایی کارم شکایتست ار نی
در آب چشمم تقصیر از روانی نیست
هوش مصنوعی: من از اینکه کارهایم خوب پیش نمیرود، گلهمندم. اگر اشکهایم در آب جاری هستند، تقصیر از خود روان نیست.
برای نظم معیشت همیشه در سعیم
چه سود سعی چو تقدیر آسمانی نیست؟
هوش مصنوعی: در تلاش برای بهبود زندگیام هستم، اما چه فایدهای دارد این تلاش وقتی که سرنوشت آسمانی بر من حاکم است؟
کسی که او را فضلی چنان که باید هست
گمان مبند که کارش چنین که دانی نیست
هوش مصنوعی: کسی که او را با فضیلت میدانی، باور نکن که کارهایش همانطور که فکر میکنی وجود دارد.
در آن جهان مگرم بهره یی بود ز هنر
چو هیچگونه مرا کام این جهانی نیست
هوش مصنوعی: در آن جهان ممکن است که من از هنر بهرهای ببرم، چرا که در این دنیا هیچ چیز مرا راضی نمیکند.
چو شاعری ز پی عدّت قیامت راست
سزد که حصّة من زین حطام فانی نیست
هوش مصنوعی: شاعر میگوید: به خوبی میدانم که در روز قیامت، باید به خاطر کارهایم پاسخگو باشم. از این دنیا و چیزهای ناپایدار و زودگذر، سهمی برای من وجود ندارد.
چو بهترین هنری در زمانه بی هنریست
مرا چه سود که سرمایه جز معانی نیست؟
هوش مصنوعی: اگر در دنیایی که پر از نادانی و بیهنری است، بهترین هنر را داشته باشم، برای من چه فایدهای دارد وقتی که سرمایهام تنها به معانی محدود میشود؟
پس از سه سال سفر از من این که بستاند؟
که جز فسانه مرا هیچ ارمغانی نیست
هوش مصنوعی: پس از سه سال سفر، چه چیزی از من میخواهد که جز داستانی، چیزی برای ارائه ندارم؟