برگردان به زبان ساده
اسبم دی گفت می روم من
کاریت به جانب عدم نیست
هوش مصنوعی: اسبم به من گفت که من میروم، زیرا کار من به هیچ جا و به سمت نبودن نیست.
گفتم که دمی بپای و گفتا
در آخور تو برون ز دم نیست
هوش مصنوعی: گفتم کمی وقت را کنار تو بگذرانم، اما او گفت: در جایی که تو هستی، هیچ چیز برای من نخواهد بود.
میمیرم از آرزوی کاهی
وَاندر تو به نیم جو کرم نیست
هوش مصنوعی: من از آرزوی اندکی به شدت رنج میکشم، در حالی که در وجود تو حتی مقداری از لطف و مرحمت هم نیست.
گر برگ ستور داریت نیست
بفروش چه داریم ستم نیست؟
هوش مصنوعی: اگر برگه معتبر و ارزشمندت را نداری، آن را بفروش چون ما چیزی نداریم که به ما ستم شود.
جو ز آخر چرب باز کردی
یک توبره کاه خشک هم نیست؟
هوش مصنوعی: آیا پس از تمام زحماتی که کشیدی، حتی یک توبره کاه خشک هم به دست نیاوردی؟
تا کی ز نشست و زین بر پشت؟
خود زین شکم تهیت غم نیست؟
هوش مصنوعی: چقدر باید بر این زین بنشینم؟ خودت از دل این غم خارج نیستی.
جز راه به پشت من ندانی
میپنداری مرا شکم نیست
هوش مصنوعی: تو غیر از این که به من کمک کنی و مرا یاری بدهی، فکر میکنی من هیچ نیاز دیگری ندارم.