برگردان به زبان ساده
ای آفتاب ملک که از پرتو کرم
چون صبح کام فضل پر از خنده کردهای
هوش مصنوعی: ای خورشید پادشاهی، که با مهربانیات مانند سپیدهدم، نعمت و فضل را به دنیا هدیه کردهای و همه چیز را شاداب و خندان کردهای.
از بس که همچو غنچه کنی دل نمودگی
چون نرگسم ز شرم سرافکنده کردهای
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دل تو مانند غنچه است و به شدت احساسات را نشان میدهد، من همچون نرگس از شرم سرخی به چهرهام نشسته است.
خطّیست کرد عارض خوبان معنوی
نقشی که تو به خامهٔ فرخنده کردهای
هوش مصنوعی: خطی است که بر روی چهرهی زیبارویان معنوی نقش بسته و این نقشی است که تو با قلم خوشنویسی و خوشبختی خود کشیدهای.
جمعند در هوای تو دلهای اهل فضل
تا صیت جود خویش پراکنده کردهای
هوش مصنوعی: در دلهای اهل دانش و فضل، عشق و محبت تو موج میزند، چون نام و شهرت generosity و کرامت تو در همه جا پخش شده است.
فضل شکسته را تو دلی باز دادهای
امّید مرده را تو به دم زنده کردهای
هوش مصنوعی: تو به کسی که امیدش را از دست داده بود، جان تازهای بخشیدهای و دل شکستهاش را دوباره پر از نور امید کردهای.
بیمن ز بس که با منت انواع لطفهاست
الحق ز حد برونم شرمنده کردهای
هوش مصنوعی: بدون من، از آن همه لطف و محبت که به من کردهای، بهراستی شرمندهام و احساس میکنم که از حد و اندازه فراتر رفتهای.
دارم امید آنکه رسانی به انتها
این ابتدای لطف که با بنده کردهای
هوش مصنوعی: امید دارم که این شروع مهربانی که با من داشتهای، به یک نتیجه خوب و پایان خوش برسد.