برگردان به زبان ساده
ای آنکه از افاضل انوار معنوی
خورشید را ز خاطر خود وام دادهای
هوش مصنوعی: ای کسی که از فضائل نورانی خود، نور خورشید را به یاد سپردهای.
از لطف طبع تربیت روح کردهای
وز لفظ پاک طیرهٔ اجرام دادهای
هوش مصنوعی: تو با نیکی و محبت خود، روح مرا تربیت کردهای و با کلمات پاک و زیبا، به من زندگی و شکوه بخشیدهای.
از نوک کلک خویش به اجرام نظم و نثر
تشویر نوک سوزن نظّام دادهای
هوش مصنوعی: با تلاش و دقت خود، ساختارهای نظم و نثر را به شکل دقیق و منظم بیان کردهای.
راه معالی از همه جانب سپردهای
داد معانی از همه اقسام دادهای
هوش مصنوعی: شما در همه جهات به سمت کمال پیش رفتهاید و از هر نوع معرفت و دانشی بهرهمند شدهاید.
از تو جواب شعر توقّع نداشتم
تو خود جوابم از سر انعام دادهای
هوش مصنوعی: من انتظار نداشتم که تو به شعر من پاسخی بدهی، اما خودت با مهربانی و لطف، پاسخی به من دادهای.
این مدح نیست! اینکه فرستادهای مرا
زهر هلاهلست که بیجام دادهای
هوش مصنوعی: این یک ابراز شگفتی و نارضایتی است. فرد میگوید که توظیفهات نبود که من را به این حالت بفرستی؛ این کار تو بیشتر شبیه دادن زهر به من است تا اینکه بخواهی به من چیزی بخشی که خوب باشد. در واقع، او احساس میکند که این عمل باعث آسیب رساندن به او شده است.
اندر لباس مدح مرا همچو گفتهای
ما مدح گفتهایم و تو دشنام دادهای
هوش مصنوعی: در لباس ستایش از من، به نوعی سخن گفتهای که ما ستایش کردهایم، اما در واقع تو به من فحش دادهای.
غمّازی و فساد و حسد جمع کردهای
وان را جواب قطعهٔ من نام دادهای
هوش مصنوعی: تو جمع کردهای غم و بدی و حسد، و به این کار خود اسم قشنگی دادهای.
محتاج این فضول نبودی ولی مرا
از حال اندرون خود اعلام دادهای
هوش مصنوعی: تو نیازی به این انسان فضول نداری، اما من را از وضعیت درونی خود آگاه کردهای.