برگردان به زبان ساده
ز ابر چون برف سیم باریدی
گر بدی چون دل تو دریایی
هوش مصنوعی: اگر دلی همچون دریا داشته باشی، بارش نقرهای از ابرها را مانند برف میدانی.
باشد اومید با کفت گستاخ
هر زمان می کند تمنّایی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که امید بلافاصله از طرف تو، به شکل بیپروایی، در هر زمانی آرزو و خواستهای را بیان میکند.
باز چرخ خرف دگر باره
با من از سر گرفت ایذایی
هوش مصنوعی: یک بار دیگر، سرنوشت با من بازی کرده و آزارم میدهد.
ناگهان در میان فصل ربیع
برفی آغاز کرد و سرمایی
هوش مصنوعی: ناگهان در فصل بهار، برف شروع به باریدن کرد و هوای سردی حاکم شد.
ز استینم برون نشد دستی
ز استانم برون نشد پایی
هوش مصنوعی: از آستین من دستانی بیرون نیامد و از جانم قدمی فراتر نرفت.
نه ز انگشت آتشم تبشی
نه ز هیزم خلال بالایی
هوش مصنوعی: نه حرارت آتش انگشت من را میسوزاند و نه تکههای چوب روی آن اثر گرمابخشی دارند.
طمع خام گفت رو لختی
هیزم آخر بخواه از جایی
هوش مصنوعی: طمع بیجا و نابخردانه باعث میشود که فرد به چیزهایی که ممکن است به او نرسد، دل ببندد. در واقع، چنین فردی باید ببیند که در نهایت، به چه منابع و امکاناتی میتواند دسترسی پیدا کند و امیدوار نباشد که به زودی و بدون زحمت به خواستههای بزرگش برسد.
تا چو در مطبخ تو چیزی نیست
ما بدان می پزیم سودایی
هوش مصنوعی: وقتی در آشپزخانهات چیزی نیست، ما برای خودمان خیالپردازی میکنیم.
گر سخای تو مصلحت بیند
بکند اینقدر مواسایی
هوش مصنوعی: اگر بخشش و generosity تو را به این نتیجه رساند که باید کمکی کنی، آنقدر در این مسیر ثابت قدم و مداوم خواهی بود.