برگردان به زبان ساده
ای مقادیر فضل و افضالت
بیش از اندازۀ بیان رهی
هوش مصنوعی: ای مایههای فضیلت و برتر از آنکه بتوان آن را به زبان آورد،
فضایل تو فراتر از آن است که توصیف شوند.
اندرین روزها که گشت هوا
نا خوش و سرد هم بسان رهی
هوش مصنوعی: در این روزها که هوا ناخوشایند و سرد شده، به مانند یک مسافر بیهدف هستم.
بس که هر دم ز لشکر بهمن
لرزه افتد بر استخوان رهی
هوش مصنوعی: هر زمان که لشکر بهمن به حرکت در میآید، لرزهای بر استخوانهای رهی میافتد.
بیم آنست حاش من یسمع
کآورند از عدم نشان رهی
هوش مصنوعی: نگرانی من این است که مبادا کسی نشانهای از وجود من را از عدم بیابد و درک کند.
چاکران را بنزد مخدومان
عذرها هست خاصه آن رهی
هوش مصنوعی: خدمتگزاران در مقابل اربابان خود همیشه بهانههایی دارند، بهویژه وقتی که در مسیر خاصی قرار دارند.
گر تن از خدمت تو محرومست
لازم حضرتست جان رهی
هوش مصنوعی: اگر بدن از خدمت و حضور تو محروم باشد، لازم است که روح بتواند به راه تو دست یابد.
گرچه شد بسته این زبان چو آب
از دم سرد در دهان رهی
هوش مصنوعی: هرچند که زبانم مانند آب در دهانم خشک شده و توان صحبت کردن ندارم، اما همچنان از جاده خاصی که در زندگیام طی کردهام، پیروی میکنم.
نفس ز مهریر می خواهد
عذر تقصیر از زبان رهی
هوش مصنوعی: از دل مهربانی، خواهان بخشش و عذرخواهی از زبان کسی است که در مسیر زندگی قدم برداشته است.