برگردان به زبان ساده
ای صفات کرمت روحانی
وی تو در ملک نظام ثانی
هوش مصنوعی: ای ویژگیهای رحمت و بزرگواری تو، در جهان دوم و جدیدی که ساخته شدهای، وجود تو روحافزا و دلنشین است.
هر کجا حضرت تو، آسایش
هر کجا دولت تو، آسانی
هوش مصنوعی: هر جا که تو باشی، آرامش وجود دارد و هر جا که تو هستی، راحتی و خوشحالی به همراه است.
همه زرهای جهان را نقشست
سکّۀ جود تو بر پیشانی
هوش مصنوعی: تمام ثروتهای دنیا به خاطر سخاوت تو ارزش و زیبایی پیدا کردهاند.
سر کلک تو همی برباید
گوی حکم از فلک چوگانی
هوش مصنوعی: حکمت و دانش تو به قدری برجسته است که حتی سرنوشت و تقدیر را هم تحت تاثیر میگذارد. مانند اینکه گوی تقدیر از آسمان به دست توست و تو آن را به هر شکل که بخواهی تغییر میدهی.
قهر تو موجب استیصالست
عدل تو مایۀ آبادانی
هوش مصنوعی: دوری و قهر تو سبب ناامیدی و درماندگی است، اما انصاف و عدالت تو موجب رونق و prosperity زندگی میشود.
ذات پر معنی تو مشتملست
هر کجا درد بود درمانی
هوش مصنوعی: وجود با معنا و عمیق تو، هر کجا که درد و رنجی وجود داشته باشد، به نوعی به درمان و تسکین آن تبدیل میشود.
هر کجا کرد بود بارانی
هر کجا درد بود درمانی
هوش مصنوعی: هر جا که باران و رحمت باشد، درمان و تسکین هم پیدا میشود.
گر نیم حاضر درگاه رفیع
نیستم غایب از و تا دانی
هوش مصنوعی: اگرچه در درگاه بلند و بزرگ نیستم، اما از دور هم هستم و تو این را میدانی.
بتو مستظهرم از کلّ جهان
که سراسر کرم و احسانی
هوش مصنوعی: من به تو تکیه دارم و از تمام دنیا به تو پناه آوردهام، زیرا سراسر وجودت مملو از لطف و احسان است.
پیش از این داده ام اندر خدمت
شرح ظلم عمر لنبانی
هوش مصنوعی: قبل از این، توضیحاتی در مورد ستم عمر لنبانی ارائه دادهام.
آن بهر تیر و تبر شایسته
آن بهر محنت و رنج ارزانی
هوش مصنوعی: هر چیزی به اندازه خود و برای هدف خاصی خلق شده است؛ همانطور که برای هر تیر و تبر کارایی وجود دارد، برای هر نوع محنت و رنجی نیز باید آماده بود.
ظاهر و باطن او شرّ و فساد
صفت و صورت او شیطانی
هوش مصنوعی: او از نظر ظاهری و باطنی به صفات زشت و فساد آلوده است و چهرهاش شیطانی به نظر میرسد.
یک زبانی نبود در دوزخ
به گرانجانی این دندانی
هوش مصنوعی: در دوزخ هیچ زبانی وجود ندارد که از این درد و رنج دندانها سخن بگوید.
چار سالست که محبوس ویم
من دانا ز سر نادانی
هوش مصنوعی: چهار سال است که من در بند و اسیر هستم و به سبب نادانی خودم این وضعیت را تجربه میکنم.
حاصلی نیست ز سرمایه و سود
جز پریشانی و سر گردانی
هوش مصنوعی: آنچه از سرمایه و سود به دست میآید، تنها سردرگمی و بینظمی است.
این هم از طالع منحوس منست
که شکاریست سگ کهدانی
هوش مصنوعی: این هم از بدبختی من است که شکارم را یک سگ بیخاصیت گرفته است.
صاحبا ! صدرا! از بهر خدا
نه تو یاری ده مظلومانی؟
هوش مصنوعی: دوست من! آیا برای خداوند یاری نمیدهی به کسانی که مظلوم هستند؟
چه بود چیزی ازین افزونتر
که ز دندان ددم برهانی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به من بگویی چه چیزی از این مهمتر وجود دارد که بتواند از دندان زندهام گواهی بدهد؟
مالش ظلم اگر می ندهی
مال من باری ازو بستانی
هوش مصنوعی: اگر ظلمی به من نمیکنی، پس چرا از مال من چیزی نمیگیری؟