برگردان به زبان ساده
جهان فضل و فضایل امام ربّانی
که قایمست بتو قوّت مسلمانی
هوش مصنوعی: دنیا مملو از ویژگیها و برکات امام الهی است که به خاطر وجود او، مسلمانان قدرت و قوت دارند.
شهاب چرخ شریعت که گشت خاکستر
ز تاب نور ضمیرت نفوس شیطانی
هوش مصنوعی: وقتی نور باطنی تو مانند شهابی در آسمان درخشید، قوانین و اصول اخلاقی که در اطرافت بود، در برابر آن نور رنگ باختند و به نوعی از بین رفتند. این نور، تأثیر مثبت و روشنکنندهای بر روح انسان دارد و میتواند نفوس منفی و شیطانی را تحت تأثیر قرار دهد.
برای تحفۀ جان می برند دست بدست
جواهر سخنت سالکان روحانی
هوش مصنوعی: برای هدیه دادن به روح، جواهر کلامت را از نسلی به نسل دیگر میگذرانند، که سالکان و عارفان هستند.
چو در معالم قدست مسرح نظرت
کی التفات نمایی به عالم فانی؟
هوش مصنوعی: وقتی در مکانهای مقدس و با صفا هستی و به زیباییها و عظمت آنجا نگاه میکنی، چرا باید به دنیای فانی و زودگذر توجه کنی؟
چو نیک در نگری کمترینه خاشاکیست
به چشم همّت تو کاینات جسمانی
هوش مصنوعی: اگر خوب دقت کنی، متوجه میشوی که دنیاست و اشیاء مادی، در نظر تو مانند ذرهای کوچک و بیاهمیت به حساب میآیند.
بلای عالم و شوق من و فضایل تو
بیان پذیر نیاید به نطق انسانی
هوش مصنوعی: بدبختیهای جهان و آرزوی من و ویژگیهای تو را نمیتوان به زبان انسان بیان کرد.
بسنده ناید باران اشکهای مرا
اگر ز صبر بدوزم هزار بارانی
هوش مصنوعی: باران اشکهایم کافی نیست، حتی اگر بخواهم هزاران بار صبر کنم و بر سختیها غلبه کنم.
مرا و شهر مرا پشت پا زدی و شد ی
فرو گذاشته دیوانه را به ویرانی
هوش مصنوعی: تو به من و شهرم بیتوجهی کردی و این باعث شد که دیوانهای به ویرانی دچار شود.
بپّر علم و عمل می پری بتو نرسد
کسی که هست اسیر قیود نفسانی
هوش مصنوعی: اگر به علم و عمل بپردازی، هیچکس نمیتواند به تو برسد، زیرا آن فرد به اسارت خواستههای نفسانی گرفتار است.
مرا که پای ندارم تو دست گیر ارنی
تو خود به پرّ فرشته پری بآسانی
هوش مصنوعی: من که پای حرکت ندارم، تو مرا کمک کن و خودت مانند یک فرشته به راحتی پرواز کن.
مرا ز دوری جانست این همه غم دل
وگرنه تو بهمه حال مونس جانی
هوش مصنوعی: این همه غم و اندوهی که دارم، به سبب فاصلهای است که از تو دارم و گرنه در هر شرایطی تو همدم و مونس جان من هستی.
ز لوح سینةۀ من ایت خلوص و دعا
اگر چه می ننویسم چو آب می خوانی
هوش مصنوعی: هرچند که من دعا و خلوص را بر صفحه دل خود ننوشتهام، اما تو به مانند آب، آن را میخوانی و درک میکنی.
از آنچه بی تو برین جان خسته می گذرد
چگویم و چه نویسم؟ تو خود نکودانی
هوش مصنوعی: از آنچه که بدون تو بر این جان خسته میگذرد، چه بگویم و چه بنویسم؟ تو خود بهتر میدانی.
به التماس چه زحمت نمایمت؟ که تو خود
ز من دریغ نداری هر آنچه بتوانی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از تو درخواست کنم؟ که تو هرچه از دستت برآید به من میدهی و چیزی را از من نمیگیری.