برگردان به زبان ساده
مرا سیّ و دو خدمتکار بودند
همه یک خانه و یک روی و یک رای
هوش مصنوعی: من دو سیاهپوست و خدمتکار داشتم که همه در یک خانه زندگی میکردند و همگی یکنظر و یکدل بودند.
و شاقانی چو مروارید خوشاب
سمن دیدار و خندان و شکر خای
هوش مصنوعی: چشمها چون مروارید میدرخشند و در این حال، بوی عطر گل سمن به مشام میرسد، در حالی که چهرهها شاداب و لبخند بر لب دارند.
همه سر تیز و سخت و چست و چالاک
همه پاکیزه روی و چهره آرای
هوش مصنوعی: همه افرادی که ویژگیهای تندی، سختی و سرعت را دارند، همه پاک و زیبا به نظر میرسند و چهرههایشان آراسته است.
یکایک از بن دندان بکارم
زده صف در صف و استاره بر پای
هوش مصنوعی: هر کدام از دندانهایم مانند چوبی محکم در صف هستند و به زیبایی در کنار هم قرار گرفتهاند.
همه ثابت قدم انگام کوشش
همه در وقت راحت لذّت افزای
هوش مصنوعی: همه در زمان تلاش و کوشش ثابت قدم هستند، اما در زمان آسایش و راحتی، لذت را افزایش میدهند.
اگر خود فی المثل یک لقمه بودی
بخوردندی همه با هم بیکجای
هوش مصنوعی: اگر تو به عنوان یک لقمه غذایی بودی، همه افراد به طور مشترک تو را میخوردند و به یکجا میرسیدند.
بهر کاری که من فرمود میشان
بکردندی نجنبیدندی از جای
هوش مصنوعی: برای هر کاری که من از آنها خواستم، آنها بیحرکت ماندند و از جای خود تکان نخوردند.
کنون بعضی از ایشان خود نماندند
ز آسیب سپهر حادثه زای
هوش مصنوعی: حالا برخی از آنها دیگر از آسیبها و حوادثی که زمان بر باد آورده بود، باقی نماندهاند.
ز خان و مان بیفتادند ناکام
مگر جاجا یکی تنها و دروای
هوش مصنوعی: از خانه و کاشانهاش رانده شده و ناکام مانده است، مگر اینکه کسی تنها در آنجا بماند.
دوسه ناخوش قد زشت تبه رنگ
ز یکدیگر جدا بیگانه آسای
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی میپردازد که ظاهری نامناسب و زشت دارند و به خاطر شرایط خاصی از یکدیگر و دیگران فاصله گرفته و بیحالت و بیتوجه هستند. مانند افرادی که به دلیل ناخوشی و نازیبایی، از جمع دور شده و در تنهایی به سر میبرند.
همه بی مغز و سست و کندوکاهل
بفرسوده ز چرخ عمر فسای
هوش مصنوعی: همه انسانها بیانگیزه و ضعیف و تنبل هستند، که به خاطر گذر زمان و بیتحرکی، عمرشان به هدر میرود.
به روز از دست اینم بانگ و فریاد
به شب از رنج آنم ناله و وای
هوش مصنوعی: در طول روز از تب و تاب و مشکلات زندگی، با فریاد و صداهای بلند مواجه هستم و در شب، از درد و رنج آنچه بر من گذشته، ناله و شکایت میکنم.
همی جنبد و زوری نیست در پای
نه در ایشان و نه در کار فرمای
هوش مصنوعی: حرکت و جنبش وجود دارد، اما هیچ نیرویی در پاهای آنها و نه در کار کسی که آنها را هدایت میکند، نیست.
منم اکنون و این یک لقمة گوشت
خداوندا بر این تنها ببخشای
هوش مصنوعی: من حالا اینجا هستم و فقط یک لقمه گوشت دارم. ای خدا، لطفاً این را به من ببخش.