برگردان به زبان ساده
ای به گه جود چو گل تازه رو
داده کفت آرزوی آرزو
هوش مصنوعی: ای که با بخشش خود مانند گل تازه شکفتهای، تو آرزوی آرزوهای منی.
ز آتش خشم تو آب آمده
بر لب شمشیر تو جان عدو
هوش مصنوعی: از شدت خشم تو، آب بر لبهی شمشیرت جمع شده و جان دشمن را تهدید میکند.
صبح اگر دم بخلافت زند
بشکندش پای نفس در گلو
هوش مصنوعی: اگر صبحگاه صدای برخاستن خوبی به گوش برسد، نفس انسان ممکن است مانع از آن شود و او را به زحمت بیندازد.
یاسمن از دست گل خلق تو
خورده قفابر سر هر چارسو
هوش مصنوعی: یاسمن از زیبایی تو بویی گرفته و در هر گوشه و کنار این دنیا پراکنده شده است.
کرده بر اعدای تو اقبال پشت
برده زدرگاه تو چرخ آبرو
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وضوح بیان میکند که سرنوشت و شانس به جای دشمنانش، از او روی برگردانده و چرخ روزگار نیز به او بیاعتنایی کرده است. به نوعی نشاندهندهٔ ناامیدی و بیاعتمادی به تقدیر و اوضاع موجود است.
پردۀ هرکس که بدرّیده فقر
سوزن انعام تو کردش رفو
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی بسیاری از افراد را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد و باعث میشود که آنها روحیه و شخصیت خود را از دست بدهند. اما گاهی اوقات، کمک و بخشش دیگران میتواند آن نقصها و کمبودها را ترمیم کند و به آنها امید و قوت ببخشد.
هرکه نیلاورد درت را نماز
کرد بخون جگر خود وضو
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند به حرم تو بیاید، با خون دل خود وضو میسازد و برای تو نماز میخواند.
با کف در یار تو هر دم زرشک
ابر زند بر رخ دریا تفو
هوش مصنوعی: هر لحظه با دستانم بر چهره دریا، ترکههای سرخگون بر افرازم.
ای ز منی مهر تو مارا مدام
خانۀ دل پر طرب و های و هو
هوش مصنوعی: ای محبوب من، عشق تو همیشه در دل من شور و شوق به وجود میآورد و خانهی دل را پر از شادی و هیاهو میکند.
من که دعاگوی توام روز و شب
کرده درین خدمت از جان غلو
هوش مصنوعی: من که همیشه برای تو دعا میکنم و در این راه از جان خود مایه میگذارم.
گرچه مرا هست بخروار فضل
نیست زدانگانه مرا یک تسو
هوش مصنوعی: هرچند من دارای فضایل زیادی نیستم، اما به خاطر آنکه از یک منبع خوب هستم، میتوانم به دیگران کمک کنم.
گاه برهنه قدمم همچو سرو
گاه برهنه ست سرم چون کدو
هوش مصنوعی: گاه پا برهنه مانند درخت سرو در زمین میزنم و گاه سرم بدون پوشش مانند کدو است.
طاق و رواقم زیکی طاق بود
خود بجهان طاق نبودست دو
هوش مصنوعی: من بسان یک ساختمان، از یک بخش قوی و محکم ساخته شدهام. اما در جهان، هیچ چیز به طور کامل و بینقص نیست و هر چیزی میتواند دچار نقص و ضعف شود.
دوچو دوهم لفظ خراسانیست
عفو کن این لحن که هستی عفو
هوش مصنوعی: دو واژه "دوچو" و "دوهم" اشاره به واژههای خراسانی دارد. از تو خواهش میکنم که به این لحن توجه نکنی، زیرا باید وجود و هستی را ببخشی.
درید غصبست و تلف گشتنش
هست معلّق بیکی تارمو
هوش مصنوعی: گم شدن و تباه شدن آنچه که به دست آمده، به مانند چیزی است که به یک تار موی آویزان شده باشد.
بشنو و بر طاق منه این سخن
تا نکنم تاج سر از خاک کو
هوش مصنوعی: به حرفهایم گوش کن و این گفته را نادیده نگير، تا اینکه مجبور نشوم تاج سرم را از روی زمین بردارم.
جز که ز انعام تو اکنون مرا
وجه دگر طاق در افاق کو؟
هوش مصنوعی: جز اینکه از بخششهای تو هیچ راهی برای من در عالم باقی نمانده است، آیا راه دیگری هم وجود دارد؟
ما حال من کان له واحد
غیّب عنه ذلک الواحد
هوش مصنوعی: کسی که در دلش تنها یک حقیقت وجود دارد و از آن حقیقت آگاه نیست، حال و روزش چنین است.