برگردان به زبان ساده
جهان فضل و کرم نجم دین که در خاطر
زعکس نظم تو صد باغ و بوستان دارم
هوش مصنوعی: در دنیا، نعمت و مهربانی نجم دین را میبینم و در ذهنم به خاطر یاد تو، تصاویری از صد باغ و بوستان دارم.
جهانیانرا چون صبح روشنست ز من
که مهر خدمت تو در صمیم جان دارم
هوش مصنوعی: جهان برای مردم مانند صبحی روشن است، اما من به خاطر اینکه عشق به خدمت تو را در اعماق وجودم دارم، متفاوت فکر میکنم.
از آن چو شمع مرا بر سر آمدست زبان
که وصف خاطر تو بر سر زبان دارم
هوش مصنوعی: از آن زمان که عشق تو در دل من نشسته، زبانم مانند شمعی در حال ذوب شدن است، زیرا تنها از تو و احساساتم نسبت به تو صحبت میکنم.
عروس طبع مرا هرچه زیور معنیست
باستعارت از آن کلک درفشان دارم
هوش مصنوعی: من هر چه زیبایی و زینتی که از ادبیات و معانی باشد را به طور استعاری از قلم خودم به عروس کلامم اهدا کردهام.
ز من نیاید کاری دگر بقصد عدوت
دلی چو تیر درین شخص چون کمان دارم
هوش مصنوعی: من از خودم هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم، چون برای دشمنانم دلی دارم که مانند تیر به سوی آنها پرتاب میشود.
ستایشی که مرا کرده یی ز روی کرم
ذخیرة شرف و فخر جاودان دارم
هوش مصنوعی: ستایش و تحسینی که به خاطر لطف و بزرگیات از من به عمل آوردهای، برای من مایهی افتخار و شرفی همیشگی است.
ستوده یی بجها نداریم عجب نبود
جهان فضلی و چون دارمت جهان دارم
هوش مصنوعی: هیچ شگفتی نیست که ما چیزی برای ستودن در این جهان نداریم؛ زیرا اگر تو را داشته باشم، برایم تمام جهان را دارا هستم.
به آستان تو باشد همیشه میل دلم
بدین سبب زبر سدره آشیان دارم
هوش مصنوعی: دل همیشه به سوی تو مایل است و به همین خاطر در مکانی بالاتر، مانند سدره، قرار دارم.
مگر بدست کنم پایة معالی تو
چنین که پای تفکر بر آسمان دارم
هوش مصنوعی: آیا میتوانم چنین پایهای از شخصیت تو را به دست آورم که مانند تفکری که بر آسمان میچرخد، پای خود را بر آن بگذارم؟
اگر به معنی باریک ره برم ز آنست
که رهنمایی چون نجم همعنان دارم
هوش مصنوعی: اگر در مسیر زندگی با دقت و توجه حرکت کنم، به خاطر این است که راهنمایی مثل ستارهی درخشان همراه من است.
بشرح راست نیاید شکایت گردون
کزو چه مایه ستم بر دل و روان دارم
هوش مصنوعی: به راحتی نمیتوان از درد و رنجی که از سرنوشت و تقدیر دارم شکایت کرد، زیرا این مشکلات فراتر از آن است که بتوان آنها را بیان کرد.
چو شمع از آنکه زبان آوریست پیشة من
وجود خود ز زبان آوری زیان دارم
هوش مصنوعی: مانند شمعی هستم که به خاطر گفتار و بیان خود، وجودم را فدای کلام میکنم و از این گفتار ضرر میبینم.
تنی چو نیزه ز انواع غصّه ها در بند
ز طبع و خاطر سر نیز چون سنان دارم
هوش مصنوعی: من بدنی دارم که مانند نیزه از انواع غمها و مشکلات پر شده است، و هم ذهن و فکر من نیز مانند نوک نیزه، تیز و دچار درد و رنج است.
فروشدم بکل تیره و به آب سیاه
چو کلک از آنکه چرا کلاک در بنان دارم
هوش مصنوعی: من به طور کامل در آب سیاه غرق شدهام و هیچ امیدی به نجات ندارم، مانند قلمی که در دست من است و تنها راهی برای بیان درد و رنجهایم است.
گذشت مدّت ماهی که هر شبی تا روز
بصد هزار حیل طبع را بر آن دارم
هوش مصنوعی: مدت زمانی سپری شده که هر شب تا صبح به روشهای گوناگون سعی میکنم طبع و خلق و خویم را تحت کنترل داشته باشم.
که بر زبان قلم شرح حال بنماید
که من چه درد دل از گردش زمان دارم
هوش مصنوعی: من میخواهم با نوشتن، احساسات و مشکلاتی را که از تغییرات و چرخش زمان دارم، بیان کنم.
چنان بکوشد در دفع آن همی گردون
که مهر خاموشی از عجز بردهان دارم
هوش مصنوعی: به تلاشم ادامه میدهم تا آنچه را که باعث سکوت و ناتوانیام شده، از بین ببرم.
بنات فکر مرا لطف طبع تو چو بخواست
سپاس و منّت بیحدّ و بیکران دارم
هوش مصنوعی: دختران اندیشهام، به خاطر مهربانی و طبیعت خوب تو، هر چه دارم از سپاسگزاری و محبت بیپایانم نسبت به توست.
بخدمت تو فرستادم نبد یارا
اگر چه با تو همه چیز درمیان دارم
هوش مصنوعی: من هیچ دوستی را به خدمت تو نفرستادم، هرچند که با تو در همه چیز در گفت و گو هستم.
مرا ز منهج حکمت عدول نیست و لیک
چو عورتست همان به که در نهان دارم
هوش مصنوعی: من از مسیر عقل و حکمت منحرف نمیشوم، اما چون این موضوع برای من خصوصی است، بهتر است که آن را در پنهانی نگهدارم.
اگر چه نسبت تقصیر با منست بسی
به لطف مجلس عالی چنان گمان دارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ممکن است اشتباهات زیادی از من سر زده باشد، اما به خاطر روحیه خوب و مهربانی جمع، فکر میکنم که این واقعیت کمتر به چشم میآید.
کاساس معذرتم یک بیک کند تمهید
چو روشنست که احوال بر چه سان دارم
هوش مصنوعی: عذرخواهی من بیفایده است، چون اوضاع من کاملاً مشخص است و همه میدانند که در چه شرایطی به سر میبرم.
گواه حال من این قطعه پریشان بس
کزان توزّع خاطر همین نشان دارم
هوش مصنوعی: حال من به قدری آشفته است که این وضعیت گواهی بر آن است و من به خاطر تو، این حالت را دارم.